داماد شده بود خیلی فکر کردیم برایش هدیه چی ببریم هدیه ی

داماد شده بود. خیلی فکر کردیم برایش هدیه چی ببریم. هدیه ی بهتری پیدا نکردیم ؛ یک مسلسل بود با سیصد تا فشنگ.
یادگاران، جلد هفت، کتاب شهید خرازی، ص 37
دیدگاه ها (۱۶)

نقشه را پهن می کرد و می نشست وسط نیروها. بسم الله که می گفت،...

#خادم_الشهدا« من وقتی ازدواج کردم همسرم از پدرش ، که فرش فرو...

حاج حسین از خط تماس گرفته بود، ازمن می پرسید « حاج آقا! ما ا...

می ترسیدیم، ولی باید این کار را می کردیم. با زبان خوش بهش گف...

in the shadow of seoul

perinc life

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط