《 امتحان زندگی 》
p¹⁸
ا،ت : اشکالی نداره چون میدونم پای جون یه آدم درمیان بود ولی دیگه همیچین کاری نکن خیلی نگرانت شدم
تهیونگ : باشه دفعه دیگه هر جور شده خبر میدم
ا،ت : حالا نمیخواهی بگی اون کار مهم ات چیه ؟
تهیونگ : بریم توی ماشین بهت میگم
ا،ت دستای تهیونگ رو ول کرد و به سمته دیگه ماشین رفت و سوار ماشین شدن تهیونگ از سمته دیگه ماشین سوار شد و حرکت کردن درحال که نگاهش به جلوی بود گفت
تهیونگ : صبحانه خوردی
ا،ت : نه نخوردم
تهیونگ : پس بریم یه چیزی بخوریم و هم در مورد موضوع با هم حرف بزنیم
ا،ت : نمیشه الانم خیلی دیر کردم باشه برای یه وقته دیگه
دیگه تا وقتی که به دانشگاه میرسیدند حرفی بینشون رد بدل نشد
ماشین رو جلوی دانشگاه نگهداشت و تهیونگ درحال که دستاش روی فرمون بود روبه ا،ت کرد
تهیونگ : میخوام ترو با یه نفر آشنا کنم
ا،ت : باشه ولی کیه ؟
تهیونگ : شب باهاش آشنا میشی
ا،ت : باشه
هر دو از ماشین پیاده شدن و ا،ت تهیونگ رو کوتاه بغل کرد و خیلی زود ازش جدا شد
ا،ت : میبینمت
تهیونگ لبخند دندون نمایی زد و با پشت دستش گونه ا،ت رو نوازش کرد
و لباش رو به گوشش نزدیک کرد
تهیونگ : هر بار برای ديدنت بی صبرانه منتظرم
بعد از این حرف بوسه کوتاهی روی گوشش گذاشت و ازش فاصله گرفت
ا،ت متقابلا لبخند زد با برقه خواستی که توی چشماش بود بهش نگاه میکرد هر دو اونا بی خبر از اطرافشون عاشقانه بهم نگاه میکرد
غافل از اینکه یک نفر یا عصبانیت به اون دو نگاه میکرد
تهیونگ سوار ماشینش شد با همون لبخندی که روی لبش بود وارد دانشگاه شد که بازو اش توسط فردی گرفته شد
ا،ت با دیدن اون فرد خنده اش محو شد و چینی بین آبرو هایش اومد و اخم غلیظی کرد یوچان که عصبانیت از چهره اش معلوم بود
بازوش رو محکم تر گرفت و با لحنی عصبانیت صورتش رو بهش نزدیک کرد
یوچان : اون پسره کی بود
ا،ت : به تو مربوط نیست
یوچان بازوش رو بیشتر توی دستش فشار داد و باعث درده بدی توی دستش بود و ا،ت دستش روی دست اون گذاشت
ا،ت : تو کی هستی که داری ازم حساب پس میگیری دستمو ولم کن درد اومد
یوچان : انگار یادت رفته قراره با من ازدواج کنی
ا،ت خنده عصبی کرد و محکم دستش رو پس زد و اروم ولی با عصبانیت از بین دندون هاش گفت
ا،ت : چرا چرت میگی چه ازدواجی برو گمشو نمیخوام جلوی چشمام ببینمت
ا،ت به سمته کلاس اش قدم برداشت که با حرف یوچان ایستاد
یوچان : برادرت از دوست پسرت خبر داره فکر نکنم اگه بفهمه رفتاره خوبی با تو و دوست پسرت داشته باشه
ا،ت بدون اینکه جوابی بهش بده وارد کلاس شد.......
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.