{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بادبادک، با اینکه می داند زندگی اش به نخی بند است، باز هم

بادبادک، با اینکه می داند زندگی اش به نخی بند است، باز هم در آسمان می رقصد و می خندد....
بخند و نگران نباش.
بدان که نخ زندگی، در دست خداست.…
زندگی باید کرد،
گاه با یک گل سرخ،
گاه با یک دل تنگ،
گاه باید رویید، در پس یک باران.
گاه باید خندید، بر غم بی پایان.
زندگی، باور می خواهد!
آن هم از جنس امید
هر کجا خسته شدی یا که پر غصه شدی؛
تو بگو از ته دل،
"من خدا را دارم"...
دیدگاه ها (۸)

سپیده که سر بزند #آفتاب سفره اش را پهن می کند و قدم های کوچه...

ماه من غصه چرا ؟!آسمان را بنگرکه هنوزبعدِ صدها شب و روزمثل آ...

بسم الله الرحمن الرحیم بی‌هدفی از زبان چوپان پیر :عده‌ای هدف...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐چند روز بعد، صدای اسب‌ها در ح...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۷: مهمان نیمه‌شبسوآ روی تخت نشسته بود.دست...

007-پنهان در مه - پارت ۹۸

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 23ویولت تمام مسیر برگشت را به نامه ف...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط