{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

“Love’s light in vengeance’s dark.”

“Love’s light in vengeance’s dark.”
⟩›۰۰𝕭𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝕷𝖔𝖛𝖊...
ᎮᏗᏒᏖ..⁶

سکوت سنگینی روی سالن افتاد.
حتی کیان هم دست از کارش کشید و نگاهش کرد.
چی گفتی؟»
گفتم جونکوک؛ حتی سلامت رو هم رسوند .»
نگاه یو‌جون برای چند ثانیه روی زمین ثابت ماند.
انگار اسم پسر او را به بیست سال قبل برده باشد.
مطمئنی؟»
لئون با ناباوری خندید.
غیرممکنه...»
اما هیچ‌کس واقعاً نمی‌خندید.
دختر روی مبل نشست.
خیلی تغییر کرده بود »
این بار اخم مرد عمیق‌تر شد.
چند لحظه چیزی نگفت.
بعد آرام زمزمه کرد:
پس بالاخره برگشت...»
بابا، چرا انقدر نگران شدی؟»
مرد نگاهش را از پنجره گرفت.
هیچی.»
اما از چهره‌اش معلوم بود که موضوع اصلاً هیچی نیست.
چند ساعت بعد...
هوا کم‌کم رو به تاریکی می‌رفت.
داخل ویلا سکوت حکم‌فرما بود.
پسر روی مبل نشسته بود و به شعله‌های شومینه نگاه می‌کرد.
بم کنار پاهایش خوابیده بود.
ناگهان صدای زنگ در بلند شد.
بم سریع از جا پرید.
پسر بدون عجله بلند شد و در را باز کرد.
دو مرد پشت در ایستاده بودند.
چند ثانیه فقط به هم خیره شدند.
بعد یکی از آن‌ها ناگهان داد زد:
ادامه دارد...

بخاطر حمایت هاتون یه پارت هدیه💖✨
اسلاید دوم " ات
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی جونگ کوک (درخواستی)

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۱مسیر مخفی روی دیوار روشن شده بو...

پارت 1

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت یــک 𓆪 🖤🥀ـ «رئیس، همه منتظر شمان.»ج...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۹ | «نقشه‌ی جدید» 😂 جیا و ...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت نهمصبح روز بعد، یونا روی مبل نشس...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.38(روایت از زبان ا.ت)او...

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط