{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

“Love’s light in vengeance’s dark.”

“Love’s light in vengeance’s dark.”
⟩›۰۰𝕭𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝕷𝖔𝖛𝖊...
ᎮᏗᏒᏖ..⁴

صدای موج‌های دریا آرام و بی‌وقفه به گوش می‌رسید.
نسیم خنکی از سمت ساحل می‌وزید و بوی نمک و آب دریا را در تمام محوطه‌ی ویلا پخش می‌کرد. شاخه‌های نخل‌ها با باد تکان می‌خوردند و نور آفتاب روی سطح آبی دریا می‌درخشید.
دختر از ماشین پیاده شد.
نگاهش روی ویلای ساحلی چرخید.
همان‌طور که انتظار داشت، هیچ‌چیز تغییر نکرده بود.
نفس عمیقی کشید و وارد حیاط شد.
چند قدم بیشتر برنداشته بود که ناگهان صدای واق‌واق بلندی فضا را پر کرد.
آآخ!»
از ترس یک قدم عقب پرید و دستش را روی سینه‌اش گذاشت.
سگ بزرگی با موهای خاکستری روبه‌رویش ایستاده بود و با دقت نگاهش می‌کرد.
این دیگه از کجا پیداش شد؟!»
در همان لحظه درِ ویلا باز شد.
پسری با لباس مشکی و چهره‌ای سرد بیرون آمد.
نگاهی کوتاه به سگ انداخت.
بم.»
سگ فوراً ساکت شد و کنار پایش نشست.
دختر اخم کرد.
سگتو جمع کن! نزدیک بود سکته کنم.»
پسر بدون هیچ تغییری در حالت صورتش گفت:
پس تحملت از قبل هم کمتر شده.»
ببخشید؟»
شنیدی چی گفتم.»
دختر با عصبانیت دست به سینه ایستاد.
فکر کردی چون این ویلا رو خریدی می‌تونی هر کاری دلت خواست بکنی؟»
پسر آرام جواب داد:
تا جایی که یادمه، الان اینجا مال منه.»
باورم نمیشه بابام فروختش...»
مشکل توئه، نه من.»
دختر پوزخند زد.
انگار خیلی هم آدم مهمی هستی.»
پسر چیزی نگفت.
همین بی‌تفاوتی بیشتر عصبانیش می‌کرد.
اصلاً می‌دونی من کیم؟»
سکوت.
من کیم ات هستم.»
نگاه پسر برای لحظه‌ای روی صورتش ثابت ماند.
بعد اخم کمرنگی بین ابروهایش نشست.
آها...»
چند ثانیه سکوت کرد و بعد با صدایی سرد گفت:
دقیقاً عین باباتی.»
دختر با ناباوری نگاهش کرد.
چی گفتی؟!»
همون چیزی که شنیدی.»
تو حتی نمی‌شناسیش!»
پسر نگاهش را از او گرفت.
بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی می‌شناسمش.»
دختر می‌خواست جواب بدهد اما پسر دیگر حوصله‌ی ادامه دادن نداشت.
برگشت سمت ویلا.
سلامم رو به بابات برسون.»
دختر با تمسخر گفت:
باشه، فقط بگم کدوم الاغی سلام رسونده؟»
پسر ایستاد.
چند ثانیه سکوت بینشان حاکم شد.
بعد آرام گفت:
جئون جونکوک.»


نظراتتون خیلی برام مهمه از همه تون مچکرم💖✨
دیدگاه ها (۰)

“Love’s light in vengeance’s dark.”⟩›۰۰𝕭𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝕷𝖔𝖛𝖊...ᎮᏗᏒᏖ..³...

“Love’s light in vengeance’s dark.”⟩›۰۰𝕭𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝕷𝖔𝖛𝖊...ᎮᏗᏒᏖ..²...

Flying without wings

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط