{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#Part211

#Part211
#آدمای_شرطی
🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸

+ سام بزار دو روز بگذره بذار بشناستت
_ راست میگی من زیادی عجولم
+سام؟
_ جانم؟
+ میخوام با هم خرف بزنیم بیام بیرون از خونه بریم یه جای خوب با هم حرف بزنیم
تک خنده ای کردم

_ از خدامه بیای
+ پس قطع کن گوشی رو ده مین دیگه پایینم


"شیرین"

همه خوابیده بودند و خونه تو سکوت بدی غرق بود
خوابم میومد ولی دلم هیجان بودن با سام رو میخواست
تا حالا این کار رو نکرده بودم ولی دلم میخواست یک بار هم شده این حرکت رو بزنم
مانتوی نخی جلو باز مشکیم رو برداشتم و روی تاپ عروسکیم پوشید و ساپورت طرح جینم رو هم پوشیدم و یه شال رو موهای بازم گذاشتم
داشتم سکته میکردم اگه فقط یک نفر منو میدید فاتحم خونده بود

ولی نمیتونستم اون نیمه ی سرکشم رو تو وجودم خفه کنم میخواستم برای یک بارم شده اون استرس و دلهره ی شیطنت کردن با دوست پسرم رو تجربه کنم

کفشهای عروسکی ابیم رو پوشیدم و پاورچین پاورچین از پله ها اومدم پایین

در اصلی بدجور صدا میداد وقتی بازش میکردم پس مجبور بودم از در پشتی که وارد حیات خلوتی میشدیم بیام بیرون

آروم آروم اومدم بیرون و رفتم سمت در پارکینگ و با ریموت در پارکینگ رو زدم

در پارکینگ چون ریموت داره خیلی بی صدا تر از در بزرگ و اصلی باز میشه نذاشتم در
دیدگاه ها (۱)

#Part212#آدمای_شرطی 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 پارکینگ هم کامل با...

#Part214#آدمای_شرطی 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 _ سام؟نفس عمیقی کش...

#Part210#آدمای_شرطی 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 + باشه پس من اول م...

#Part209#آدمای_شرطی 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 "سام"میخواستم سورپ...

“𝐋𝐚𝐮𝐫𝐚’𝐬 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭, 𝐎𝐮𝐫 𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲”Part ⁸جونگ کوک ویو:به پاکتی که ب...

پارت ۸ویو یونگی:خیلی تو فکر بودم آخه چرا؟مشکل آقای شین با ما...

عاشق دیوانه p14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط