{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم براي امتحان دانشگاه ، تو خونه تقلب مينوشتم ، خواهرم

داشتم براي امتحان دانشگاه ، تو خونه تقلب مينوشتم ، خواهرم به مامانم به شوخي گفت : ببين داره چيکار ميکنه ؟؟ تقلب مينويسه ...!!!!

مامانم موند چي بگه ، اومد تقلبو پاره کردو گفت : ما تو اين خونه نماز ميخونيم......!!
دیدگاه ها (۳)

آيا ميدانيد کوتاه‌ترين جنگ در سال ۱۸۹۶ بين زانزيبار و انگلست...

شش نفر بوديم،دو ساعتي بود که توي آسانسور گير کرده بوديم،هوا ...

تو رو خدا ملت ما رو ميبينيتو اتوبوس نشستم دارم مجله ميخونم خ...

هر مادري فکر ميکنه بچه‌ش خوشتيپ ترين بچه دنياست...اما فقط يک...

خب اون پست احساس کردم بعضیاتون شاید فک کنید برا جلب توجه هست...

رومان روز برفی (پارت 1)از زبان ات:امروز شنبہ 15 ژانویہ است ب...

وقتی استادت بودP:3ویو ا.ت:در باز شد جینا بود اومد بشینه که ک...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part30چشاشو ریز کردو اومد جلوترکهدستشو گذاشت ...

پارت۴۱ قمار یا زندگی

سناریو باجی پارت اخر

P7 .MY GOOD MISTAKE.

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت پنجویو تهیونگات ادرس خونه رو گف...

فیک افسرده پارت ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط