چند پارتی کوک

چند پارتی کوک
پارت ⁵
ازش خوشش میومد همکاری کرد ...
همینطوری کوک اروم‌مک میزد که نفس ا.ت گرفت و چند بار به سینه ب کوک کوبید ، کوک عقب کشید و گفت
- ممنونم
+ واسه چی
- واسه اینکه نزاشتی عشقم یکطرفه بمونه
ا.ت از این حرف کوک احساساتی شده بود و بخاطر هورمون ها دوباره زد زیر گریه ولی اینبار گریه هاش از روی ناراحتی یا ررد نبود از روی محبت و خوشحالی بود
کوک دست زو جلو برد و اشک های ا.ت رو پاک کرد و گفت
- گل من فرشته ی من گریه نکن ، قلبم باهر دونه اشکت تیکه ای ازش کن میشه
+ لبخند زد و اشگ هاش رو پاک کرد

( اینجوری شد که ۵ روز از روزی که به آمریکا اومده بودند گذشت و بلاخره شب کنسرت فرا رسید،) ، ( ا.ت توی این مدت حالش خوب شده )
ویو کوک
بلخره تونسته بودم عشقم رو بهش اعتراف کنم ، کل این ۵ روز رو با عشق و محبت گذروندیم و هر لحظه داشتیم بیشتر بهم واسه می‌شدیم و امروز همون روز بود ، روز کنسرت ا.ت خیلی استرس داشت درکش میکردم چون این اولین کنسرتش توی خارج بود
ویو نامجون
کل ۵ روز رو پشت هم گذاشتیم رسیدیم به روز کنسرت ، من به عنوان لیدر داشتم اخرین بار به اعضا داشتم کار ها رو یاد آوری میکردم و جیهوپ هم مثل عقاب داشت ما رو نگاه می‌کرد از چشماش معلوم بود که اگه دنس رو اشتباه بریم میخواد برینه تو ما. درسته من یه لیدرم ولی وقتی جیهوپ میاد وسط من دیگه حرفی برای گفتن ندارم ، همینجوری منتظر بودیم تا بریم صحنه که یه خانومی اومد و گفت که باید بریم من انگلیسی بلد بود پس به اعضا گفتم که چی گفته ، و رفتیم صحنه و اجرای بی نقصی رو اجرا کردیم همه داشتن جیغ می‌کشیدن و دست میزدن ما هم با افتخار سرمون رو بالا گرفته بودیم ، تعظیمی کردین و رفتیم پشت صحنه
وید ا.ت
درسته خیلی استرس داشتم ولی به لطف کوک تونسته بودم استرسم رو نابود کنم و یه اجرای خوبی رو بریم ، بعد از اجرا قرار بود برگردیم کره همه راهی فرودگاه شدیم و بعد از مدتی سوار هواپیما شدیم ....
( پرش زمان به وقتی که رسیدن )
شوگا : واییییییییییی چقدر خوابم میاد
حیمین : تو که همیشه خوابت میاد
شوگا : باشه تو راست میگی الان ساکت باشید من بخوابم
جین : مثلا تازه رسیدیم خونه پس پاشید تمیز کاری کنید منم عذا درست کنم
ا.ت :به جای اینا نمیشه بریم بیرون
کوک مثلا کجا اونوقت؟
ا.ت : هر جا مثلا پارک
جیهوپ : من از این ایده خوشم میاد پس بریم
همه : بریم
( پرش زمان به پارک)
همه ی آرمی ها دور اعضا رو گرفته بودن و در مورد شایعه ی قرار گذاشتن ا.ت و کوک میگفتن
کوک : لطفا آروم باشید ، میخوام حقیقت رو بگم
همه تعجب کردن ( ارمی ها)
کوک : خوب من و ا.ت با همیم
آرمی ها سکته رو زده بودن
پرش زمان به دو سال بعد
ا.ت و کوک صاحب یه پسر کوچولوی خوشگل شدن و ا.ت بخاطر بچه داریش از گروه جدا شد و با شوهرش یه عمر خوشحال زندکی کردن




پایان ...


امیدوارم خوشتون اومده باشه ، شکلاتام همینطور که میدونید خیلی زحمت کشیدم واسه این پس لطفا حمایت، لایک ، کامنت یادتون نره
اگه درخواستی هم داشتین توی کامنتا یا شخصی بگید که براتون
بنویسمش
خدافظ
دیدگاه ها (۶)

تکپارتی جونگ کوک

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط