{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان : آیدل من

رمان : آیدل من

پارت :«6»

^پرش زمانی به دو ماه بعد ^
ویو «ا/ت»
دو ماه مثل چی گذشت ، فردا کنسرت مشترکمون بود ، خیلی تو این دوماه تمرین می‌کردیم ، و من بیشتر عاشق جونگکوک میشدم ، خیلی دوست داشتم این عشق دو طرفه باشه ولی نیست (هست خوشگلم) ....
ویو «جونگکوک»
فردا کنسرت مشترکمون بود میخواستم جلوی آرمی «فن بی تی اس» و بیبلک «فن بیبی بلک» بهش اعتراف کنم ، میترسم ، میترسم که این عشق یک طرفه باشه و منو پس بزنه .....
^پرش زمانی به فردا کنسرت^
ویو «ا/ت»
خیلی استرس داشتم نمی‌دونم چرا ، شاید چونکه این اولین کنسرت مشترکمونه برای همونه؟؟
با صدای میکاپ ارتیست به خودم اومدم
ارتیست : چه خوشگل شدی گلم
ا/ت: ممنون من دیگه برم فایتینگ
ارتیست : فایتینگ
رفتم لباسمو پوشیدم ، لباسم یکم باز بود ( عکس لباس همشونو میدم)ولی خب ....
هممون لباس هامونو پوشیدیم که نامجون گفت :
نامجون: باید بترکونیم باشه بچه ها
دخترا و پسرا:باشه
ا/ت: ولی من خیلی استرس دارم
تهیونگ : استرس برای چی
ا/ت: نمی‌دونم حس میکنم که قراره اتفاق‌هایی خوبی بیوفته نمی‌دونم
پوزخنده جونگکوک از چشمم دور نموند ....
رفتیم روی صحنه ... همه ی طرفدارا برامون دست و کف می‌زدند....
^پرش زمانی بعد کنسرت^
ویو «جونگکوک»
کنسرت تموم شد ......
دیدگاه ها (۰)

«لباس پسرا برای کنسرت»

«لباس دخترا برای کنسرت»

رمان :آیدل من پارت:«5»ویو«ا/ت»که نامجون گفت :نامجون : خب الا...

رمان : آیدل من پارت: «4»ویو «ا/ت»رسیدیم کمپانی ، از ماشین پی...

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

آتیشی که از بارون شروع شدprt23ویوی ا. توقتی به آپارتمان رسید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط