{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گمان می‌کردم آن‌که دوستم دارد،

گمان می‌کردم آن‌که دوستم دارد،
حتی اگر غرقِ در تاریکی‌ام باشم
دوستم خواهد داشت،
حتی اگر پر از زخم‌های روانی باشم،
حتی اگر قادر به دوست داشتن خودم نباشم،
او با وجود همه‌ی این‌ها دوستم خواهد داشت
اما نه!
هیچکس خود را به مخاطره نمی‌اندازد ...
و دستش را داخل چاه نمی‌برد ...
تاریکی تنها برای ماست...!
دیدگاه ها (۱۲)

من خودم با چشم‌های خودم شاهد اون بخش از زندگیمم که اگه هرکسی...

گاهی دلم برای خودم می‌سوزه؛ برای تمام لحظه‌هایی که لبخند زدم...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

لونا و ويليام

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

وقتی دیر میای خونه (Part 3) 🖤هنوز سرم پایین بود که دستش رو ز...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁵﴿ویو تهیونگ﴾بعضی آدم‌ها...بدون اینکه ب...

قسمت ۹(بخش دوم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط