{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز ...

پاییز ...
چمدانش را بسته
انتهای جاده ی آذر
به انتظار نشسته است
نگاهش ابری
ردّ پاهایش خیس
و کوله بارش لبریز
از اینهمه برگی
که از درختان تکانده است ...

مریم_موسوی
دیدگاه ها (۲)

نگرانم!پاییز داردبه نارنج‌ها می‌رسداگر نیایی، تمامِ باغدِق م...

چه عاشقانه زیستم چه بی صدا گریستمچه ساده با تو هستم و چه ساد...

دوست داشتن... گاه نگاه است ...گاه سکوت... .من هم بانگاه کردن...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 43✦....................

تکاپو پارت 80:دستمزدت« اسلاید دوم» 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍خودروی مشکی آرا...

« وسواس مافیا »پارت ۶: حقیقتی که بوی باروت می‌داد بارون هنوز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط