تکپارتی از هیوجین وقتی که اشتباهی
تکپارتی از هیوجین: (وقتی که اشتباهی...)
بعد مسواک زدن روتین شبتو انجام دادی و رو تخت دراز کشیدی، هیوجین رو تخت دراز کشیده بود و داشت با گوشیش ور میرفت
ات: اخیششششششش...دیگه بخوابیم
گوشیشو گذاشت رو میز عسلیه کنارش و آباژور رو خاموش کرد
ات: کاش یه پتوی بزرگ و گرم و نرم تر وجود داشتا
هیو جین: پوزخند- دوست داری؟
ات: اره خیلییییی کیف میداد -لبخند
هیوجین: بلافاصله روت خیمه زد
ات: هیوجین....چیکار میکنی؟
هیوجین: مگه یه پتوی گرم و نرم نمیخواستی؟
ات: و..ولی....م..ممنظورم.....
هیو جین: انگشتشو گذاشت رو لبت-- هیشششششش....میدونم که توهم میخوای یه شبه داغ رو داشته باشیم -بلافاصله یه بوسه داغ رو شروع کرد
پایانننننن🫤🤌
(ناموسا.....)
بعد مسواک زدن روتین شبتو انجام دادی و رو تخت دراز کشیدی، هیوجین رو تخت دراز کشیده بود و داشت با گوشیش ور میرفت
ات: اخیششششششش...دیگه بخوابیم
گوشیشو گذاشت رو میز عسلیه کنارش و آباژور رو خاموش کرد
ات: کاش یه پتوی بزرگ و گرم و نرم تر وجود داشتا
هیو جین: پوزخند- دوست داری؟
ات: اره خیلییییی کیف میداد -لبخند
هیوجین: بلافاصله روت خیمه زد
ات: هیوجین....چیکار میکنی؟
هیوجین: مگه یه پتوی گرم و نرم نمیخواستی؟
ات: و..ولی....م..ممنظورم.....
هیو جین: انگشتشو گذاشت رو لبت-- هیشششششش....میدونم که توهم میخوای یه شبه داغ رو داشته باشیم -بلافاصله یه بوسه داغ رو شروع کرد
پایانننننن🫤🤌
(ناموسا.....)
- ۱.۶k
- ۰۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط