{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو وقتی اعضا داشتن باهم گریه

سناریو: (وقتی اعضا داشتن باهم گریه....)


(وقتی اعضا داشتن باهم گریه میکردن و اومدیو دلداریشون دادی...اعضا دوستت داشتن....)

چند روزی میشد اعضا مثل قبل اونقدر انرژی نداشتن و این اذیتت میکرد...خب بخاطر فشاری بود که بهشون فشار میاورد و واقعا غصه میخوردی که نمیتونی کاری کنی هرشب و هرروز داشتن سخت کار میکردن و به خودشون استراحت نمی‌دادن از طرفی هم طرفدارا واقعا شایعه و حاشیه های چرتی میساختن که باعث میشد بیشتر روشون فشار وارد شه...یه شب که کارت تو استودیو تموم شد تصمیم گرفتی بری پیششون تو سالن رقص و حداقل به جای استراحت توهم کنارشون تمرین کنی...رفتی به طبقه ای که تو اونجا سالن رقصی بود که پسرا تمرین میکردن، نزدیک سالن شدی و متوجه شدی در نیمه بازه میخواستی بری داخل که چیزی مانعت
لینو: من بیش از حد نگرانشم -سرش پایین بود و بغض داشت
سونگمین: هرشب دیر میاد، همش تمرین می‌کنه، زیاد نمیخوابه، حتی میگه برای به دست آوردن وزن ایده آلش هرشب فقط یه وعده غذایی میخوره
چان: سعی کردم منصرفش کنم ولی کار نکرد....هیچ جوره گوش نمیکنه
هان: چند روز پیش نزدیک بود از حال بره
فلیکس: حتی بدتر...
همه بهش نگاه کردن
فلیکس: دفتر خاطراتش چند شب پیش نیمه باز بود و یچیزی دیدم....یه قسمتی نوشته بود که خسته شده و نمیتونه با ما صحبت کنه و می‌گفته از گروه میره
هبوجین: بغض- منم نگرانشم....خیلی داره آسیب میبینه
چان: حتی تو این سفر چند روزمون به جای استراحت داشت تو اتاقش تمرین میکرد و بازم چیزی نمیخورد
چانگبین: به حرف کمپانی هم توجه نمیکنه
جونگین: حتی ازمون دور شده
در زدی
ات: بچه ها....
چان: اوه...ات....
داشتی نقش بازی میکردی که هیچکدوم از حرفاشونو نشنیدی
ات: فکر کردم دارید تمرین میکنید -لبخند
چان: نه ما...نشسته بودیم که یکم استراحت کنیم
ات: پس خوبه... -خنده
لینو: ات میتونیم صحبت کنیم؟
همه متعجب شدن
ات: ب..با من؟ -تعجب
لینو: اره
هان: ات خوب شامت رو خوردی؟
ات: عامم..اره خیلی خوشمزه بود
سونگمین: دروغ نگو...
ات: هوم؟
چانگبین: ات....ما تورو تو باشگاه دیدیم، دیدیم که داشتی به جای غذا خوردند با مربی ورزش میکردی
ات: ن..نه نه باور کنید شامم خوردم...
هیوجین: ما از همه چیز خبر داریم
چان: ات تو مراقب سلامتیت نیستی، متوجهی؟
ای آن: داری به خودت صدمه میزنی
فلیکس: حتی به اینکه داری از بین میری توجه نمیکنی
ات: چی دارید میگید...
چان: تک خنده غمگین- ما هممون شاهد این هستیم که داری به خودت فشار میاری، غذا نمیخوری، تمرین های سخت میکنی، خواب درست نداری و همش به خودت سخت میگیری
سونگمین: آنقدر سختگیر نباش، خودتو آزاد کن
ات: بغضتو قورت داد- من خوبم.....لازم نیست نگرانم باشید
هان: با تمام اضطرابات بازم نگران نباشیم؟
ات: ......بچه ها بسه باید تمرین کنیم، خیلی دیره
چان بغلت کرد و تک تک اعضا هم اومدن بغلت کردن و از اونجایی که متوجه بغضت شدن باعث شد بعضیاشون اشکاشون سرازیر بشه و این مساوی بود با گریه کردن تو
چان: متأسفیم که مراقبت نبودیم
ات: گریه- من خوبم -اروم گفتن
این همه مدت نگران اعضا بودی و فکر میکردی بخاطر اوضاع خودشون حالشون بده برای همین سعی میکردی بیشتر بهشون توجه کنی و مراقبشون باشی ولی تاحالا به خودت توجه نکرده بودی.....اره.....
تو خسته بودی، بیش از اندازه....حتی ریز ریزانه تو بعضی از متن های اهنگات حرفایی بود که دوست داشتی بزنی ولی نمیزدی
گیر کرده بودی تو حفره‌ی درونت و برات سوال بود....
"میتونم نجات پیدا کنم؟"



(متاسفم بخاطر اینکه خوب در نیومد و اونی که می‌خواستین نشد)
دیدگاه ها (۴۰)

خودمم تو فکر اینکار بودم و.....دارم دیوونه میشممممممممبیش از...

تکپارتی از فلیکس: (وقتی که تو....)خونه تنها بودی و هیچ کاری ...

تکپارتی از سونگمین: (وقتی که اشتباهی...)کارای لازمو کردی و ب...

تکپارتی از هیوجین: (وقتی که اشتباهی...)بعد مسواک زدن روتین ش...

امروز اعضا دوباره تمرین برای کنسرت آینده داشتن به خاطر همین ...

وقتی پریود میشی (۱)

از شرم خلاص نمیشی … p17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط