{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p...5۱

p...5۱

ژان..یه سوال
ییبو..بفرس

ژان..یادته شبیکه دوتاییمون خوابمون نمیومد باهم داشتیم ماهو تماشامیکردیم

ییبوو.مگه میشه یادم بره
ژان..خب پس اون شب توبهم یچیزی گفتی من گفتم ماه خیلی قشنگه امشب و بعد تو گفتی اره خیلی قشنگه
ییبوو.خب...

ژان..خب ...
ییبو..اها منظورم ازون حرف توبودی چون اون شب به توخیره شده بودم

ژان...اوکی فهمیدم یعنی از اونموقعه دوسم داشتی؟
ییبوو..اره شاید اروقت یادم بیاد بتوهم میگم

ژان...باشه


بعد همه. خاندان سلطنتی سلیب اتش باهم جمع شدن

پا/سلیب اتش ..به نظرم برای شاهدخت ارشد مالی‌شان خاستگاری کنیم به نظر خیلی خوب میاد

ملکه.. به نظرم برای ژان خاستگاری کنیم دختر سرحالی هست میتونه این پسر مارو از این وضعیت در بیاره

شوکای..اگه خیلی دلتون میخواد با مالی‌شان وصلت کنید برای پسر بزرگتون خاستگاری کنید من که قبول نمیکنم

لینگ هه ..اگه برای من خاستگاری کنن که خوبه اما من شانس شمارو ندارم

پا/سلیب اتش ...کافیه توهم چه بخوایی چه نخوایی باید به این ازدواج پا. بدی

شوکای..من نمیخوام می‌بینیم کی مجبوره

بعد شوکای رفت بدون اینکه ادای احترام کنه

لینگ هه...راستش به نظر من ژان خیلی خوبه تازه میونه خوبی با شوکای داره حتما باهم کنار میان

ملکه..موافقم

پا/سلیب اتش... پس برای شاهدخت دوم مالی‌شان خاستگاری میکنیم

لینگ هه..خنده ای کرد

پا/سلیب اتش..بهتره کاری نکنی که بعدا پشیمون بشید

لینگ هه..پدر من خیلی وقته از کار های بد توبه کردم فقط شماها نمیخوایید قبول کنید

پا/سلیب اتش اومیدوارم همینجور باشه اگه نباشه این دفعه نمیبخشمت

لینگ هه..چشم پدر من با اجازتون میرم

ادای احترام کرد و رفت بیرون با خودش می‌خندید و می‌گفت فقط وایستید یه کاری کنم که بخاطر انتخابتون پشیمون بشید
دیدگاه ها (۲)

p...52پادشاه.اواندل یکیو فرستاد تا از نئوهو بازجویی کنه اسمش...

p....53شی چو اومد پیش ییبو ییبو..چی شد نامه دادی دستششی چو. ...

p....۵۰یهویی همه ماسک دار ها اومدن وسط و رقصیدن لیژان و بقیه...

p....4۹مهمونی مجللی بود واقعا خوب بود و همه چیز سر جاش وانگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط