{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه مدادرنگی هامشغول یه کاری بودندجزمدادسفید،هیچکی بهش کا

همه مدادرنگی هامشغول یه کاری بودندجزمدادسفید،هیچکی بهش کاری نمیدادیه شب که همشون توی سیاهی کاغذگم شده بودندمدادسفیدتاصبح کارکرد،ماه کشید...مهتاب کشید...انقدرستاره کشیدکه کوچیک وکوچیک وکوچیکترشدصبح جای خالیش توی جعبه مدادرنگی باهیچ رنگی پرنشد/تقدیم به توکه جای خالیت توجعبه دل من باهیچ رنگی پرنمیشه/
دیدگاه ها (۹۳)

عشق را با تو تجربه کردم ، امید به زندگی را در تو آموختممحبت ...

گرچه آلوده ی دنیای غریبم اما…سینه ای پاک به پهنای صداقت دارم...

"زن بودن" هر تکه از وجودت رو پیش مردی جا گذاشتن نیست برای یک...

*******

همه مدادرنگی هامشغول یه کاری بودندجزمدادسفید،هیچکی بهش کاری ...

همه مدادرنگی هامشغول یه کاری بودندجزمدادسفید،هیچکی بهش کاری ...

همه مدادرنگی هامشغول یه کاری بودندجزمدادسفید،هیچکی بهش کاری ...

همه مدادرنگی هامشغول یه کاری بودندجزمدادسفید،هیچکی بهش کاری ...

همه مدادرنگی هامشغول ی کاری بودند جزمدادسفید؛هیچ کس بهش کاری...

مدادرنگیهامشغول بودند. به جزمدادسفید. هیچ کس به اوکارنمداد. ...

همه ی مدادرنگی هامشغول بودند…به جز مداد سفید…هیچ کسی به او ک...

مریم مقدس و کودک به همراه آن مقدس ( به ایتالیایی : Sant'Anna...

شام آخر اثر لئوناردو داوینچی

عبدالله ایران سروایول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط