{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای من

مافیای من
Part 27
+میشه ولم کنی؟
_ نه نمیشه باید به اون دختره ی لوس بفهمونم که تو مال منی
+ فکر کنم دیگه زیادی فهمید حالا میشه ولم کنی همسرر عزیزم؟
_اره
+ دایون دیگه گریه نکن هنوز هم میتونیم خوش بگذرونیم
*واقعا 😀
+ 😂😂اره
☆خب دیگه بلند شو برو صورتتو بشور ریملات ریخن شبیه جن شدی
_ جن بود فقط تو نمیدونستی رفیق خوبم
*تو حق نداری با دوست پسر من حرف بزنی دستت رو هم از روی شونش بردار
+ باشه دیگه بلند شو
+ خانم کیم دایون رو تا سرویس بهداشتی ها راهنمایی کن
¥چشم خانم
+ هی لینو تو خجالت نمیکشی خودتو با کوچیکتر از خودت میگیری
_حقش بود
+ حداقل جلوی دوست پسرش یکم شرم و حیا کن
☆نه اشکالی نداره شما راحت باشین اصن فکر کنید که من اینجا نیستم
*هان
☆جانم عشقم
*بریم خونه
+ دایون ولی قرار ما تا ساعت ۱۰ بود الان ساعت ۹
*نمیخوام چشمم به اون پسره بخوره
_دل به دل راه داره
+ باشه بیایین از همدیگه معذرت خواهی کنین
_من کاری دیگه به این دختره نداره
+ لینوو
_چیه؟
+ بخاطر من و هان آشتی کنین
*و_ اصن شما دوتا کی باشین که ما بخوایم بخاطر شما باهم آشتی کنیم
*ادای منو در نیار
_من اداتو در نیوردم فقط همزمان باهم گفتیم
☆دایوننننن
*باشههههه
*معذرت میخوام
_اشکال نداره این بار میبخشمت
+ لینو توهم باید ازش عذر خواهی کنی
_عذررررر میخوام
*اوهوم
¥ارباب شام آماده است
+ خب دیگه بریم شام بخوریم من دارم از گشنگی میمیرم
☆منم
...
...
پرش زمانی به بعد از غذا خوردن
☆ممنون بابت غذا
*ممنون خیلی خوشمزه بود خانم کیم
¥نوش جان خوشحالم که خوشتون اومده
+ ممنون
_ممنون
¥نوش جان
+ میگم بریم جرعت حقیقت بازی کنیم
*اره بریم
_باشه بریم
☆فکر خوبیه
ویو لینو
_داشتیم جرعت حقیقت بازی میکردیم که سر بطری چرخید به سمت هان که باید سوال میپرسید و ته بطری چرخید به سمت من
☆جرعت یا حقیقت؟
_بدون شک جرعت
☆خب یکی توی این جمع رو ببوس البته از لب
_باشه
ویو یجی
لینو داشت بهم نگاه میکرد که چشماش قفل شدن روی لبام دستشو گذاشت روی کمرم و لبا. شو روی لبا. م فیکس کرد و با ولع میبوسید و دستشو نوازش وار میکشید روی کمرم داشتم به شونش آروم ضربه میزدم که ولم کنه ولی دستامو با اون یکی دستاش قفل کرد
هیچ درکی از محیط اطرافش نداشت
بعد از ۱ دقیقه ی کامل برای اینکه بتونه نفس بگیره ازم جدا شد
☆نگفتم اونطوری بوس کنی
همینطور که نفس نفس میزد گفت:
_پس چجوری؟
☆یه بوسه ی کوچیک هم کافی بود
داشتم از خجالت آب میشدم که از پشت یه نیشگون محکم از کمر لینو گرفتم که از دهنش ناله ی کوچیکی خارج شد منم دستمو محکم گذاشتم روی رون پاش و فشار دادمو گفتم:
+ حالت خوبه عزیزم
که چشم غره ای برام رفت
☆ساعت چنده؟
*11:22 دقیقه
☆دیگه بریم دیر وقته
*باشه بریم
دیدگاه ها (۰)

مافیای من Part 28 ...

مافیای من Part 29 ...

مافیای من Part 26 ...

مافیای من Part 25 ...

مافیای عاشق من 💜

مافیای عاشق من💜

سه پارتی از هان: (وقتی عضو نهمی دعواتون میشه و توی کنسرت مجب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط