{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندشاتی تهیونگ

چندشاتی تهیونگ

part 4

آجوما از اتاق خارج شد و بعد از دقایقی، با یک دست لباس خدمتکاری و یه جارو و یک برگه وارد شد..

لباس رو به ات داد

×این لباسی که باید بپوشی..

جارو رو هم به دیوار تکیه داد
و دستمالی رو روی تخت گذاشت

×و ابزار تمیزکاری تو..این جارو به همراه این دستمال..

×این ام لیست کار ها و قوانینه که برات میخونم

+می‌شنوم..

×قانون اول.. حرف رو حرف ارباب نداریم

قانون دوم ایشون رو ارباب صدا می‌زنید

قانون سوم هیچ وقت به ایشون توهین نمی‌کنید..

قانون‌چهارم تو‌کار ها دخالت نمیکنید

قانون‌پنجم هر روز ساعت ۸ داخل آشپز خونه، کنار بقیه خدمتکار ها وایمیستید..

قانون ششم.. نافرمانی نداریم

اگر اینارو رعایت‌نکنید، شکنجه، تنبیه میشید..

دختر با سر تایید کرد

×و کار هایی که انجام‌میدی..

جارو زدن حیاط

شستن حیاط

تمیز کردن اتاق رئیس

شستن لباس های چرک رئیس

جارو زدن عمارت..

دختر تایید کرد

×و یچیزی.. اگر مهمونی باشه، ارباب میگه و‌کار های هرکی رو مشخص میکنه

دختر باز هم تایید کرد

+بله..

×سوالی نداری؟

+خیر..

×من میرم، میتونی لباستو عوض کنی و بیای اولین‌کارو انجام بدی
دیدگاه ها (۳)

چندشاتی تهیونگpart 5دختر باشه ای زمزمه کرد..آجوما بیرون رفت....

چندشاتی تهیونگpart 6پسر عصبی تر شد..-چه زری زدی؟(با چشمای خم...

چندشاتی تهیونگpart ۳بعد از دقایقی، ماشین جلوی در عمارت ایست ...

چندشاتی تهیونگpart 2-چند سالته؟..(سرد)+ ۱۷ هستم...- اصلا مید...

مال من باش Part:10همینجوری که میرفتیم جلو به سالن اصلی رسیدی...

قرارداد با قلب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط