{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر بار دل شکست و خطا را بهانه کرد

هر بار دل شکست و خطا را بهانه کرد
"خلوت نکرده رفت" و حیا را بهانه کرد

انگار داشت واهمه پا گیر او شوم
تقدیر و خط و کار خدا را بهانه کرد

مردُم برای او سندیّت نداشت ولی
هی حرف های بی سَرِ پا را بهانه کرد

ماندم چگونه قصه ی او باورم شود
یک قصه ساخت نذر و ادا را بهانه کرد

هر شب دلش برای کسی می تپید و باز
پیشم که بود سوز هوا را بهانه کرد
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
دیدگاه ها (۲)

هر بار دل شکست و خطا را بهانه کرد"خلوت نکرده رفت" و حیا را ب...

هر بار دل شکست و خطا را بهانه کرد"خلوت نکرده رفت" و حیا را ب...

آن که با دلدار تو یک شب صنم خواهد گذاشتدر پسِ دیوار تو یک شب...

برایِ دیدنت هرشب دلم بیهوده بیدارستمیانِ خاطراتِ دوزخی هر شب...

هر بار دل شکست و خطا را بهانه کرد"خلوت نکرده رفت" و حیا را ب...

هر بار دل شکست و خطا را بهانه کرد"خلوت نکرده رفت" و حیا را ب...

#تلنگرجوانی را دیدم ک دلش پر بود از محبت خدااهل #نمازو ذاتش ...

فصل دو پارت 3

جای من نیستی...جای من نیستی که بی دلیل رهایت کرده باشند آنهم...

رفتنش آخرین عذابم بودشاکی ام از خودم از او از دردشاکی ام از ...

#PART : 65 #CHAPTER : 2 〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک...

رفتنش آخرین عذابم بودشاکی ام از خودم،از او ،از دردشاکی ام از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط