{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختره رفته بود روستا مادربزرگش کلی ازش تشکر کرده بود دختر

دختره رفته بود روستا مادربزرگش کلی ازش تشکر کرده بود دختره با تعجب میپرسه مامان بزرگ من که کاری نکردم چرا تشکر میکنی مادربزرگش میگه به خاطر اینکه برام یه چادر علف چیدی دختره با تعجب میگه به خدا من نچیدم مادر بزگش میگه ای کلک پس رو سرت چیه بزارش زمین خسته میشی دختره با خجالت میگه مامان بزرگ این کلیپسمه

دیدگاه ها (۵)

فرهاد و هوشنگ هر دو بيمار يک آسايشگاه روانى بودند. يکروز همي...

خواهرشوهر كیست؟مغز متفكر و طراح اصلی برنامه هاي سازمان جاسوس...

ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺑﻨﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ...

سلامتی كسایى كه آتيش يادشون نميذاره آدم از تنهايى يخ بزنه......

KIM V

چند پارتی

part 33&دوست دارم زودتر بزرگ بشمهر کس بعد این حرف واکنش متفا...

#تکپارتیموضوع:(صبح بعد از راب٫طه)هیونجین/ا.تبا احساس حرکت دس...

🐰همه پروژه‌های تولدمون رو دیدم. خیلی ممنونم از همه تون🐰فکر م...

شاگرد لوس من

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط