نشسته بودم یه هو مامانم از آشپزخونه اومد، بی مقدمه شروع ک
نشسته بودم یه هو مامانم از آشپزخونه اومد، بی مقدمه شروع کرد درباره فلفل صحبت کردن که: میدونستی فلفل لاغر میکنه و ضد سرطانه و. . .
آخرش معلوم شد فلفل از دستش در رفته، ریخته تو (شاممون)!!
آخرش معلوم شد فلفل از دستش در رفته، ریخته تو (شاممون)!!
- ۲.۶k
- ۱۵ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط