دلم برای کودکیم تنگ شده

دلم برای #کودکیم تنگ شده....
برای روزهایی که #باور ساده‌ای داشتم
همه #آدم‌ها را دوست داشتم...
مرگ مادر "کوزت" را باور می‌کردم و از زن "تناردیه" کینه به دل می‌گرفتم
#مادرم که می‌رفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود...
دلم می‌خواست "ممُل" را پیدا کنم
از نجاری‌ها که می‌گذشتم گوشه چشمی به دنبال "وروجک" می‌گشتم
تمام #حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود

دلم برای #خدا تنگ شده ...
خدایی که شبها بوسه بارانش می‌کردم...

دلم برای کودکیم تنگ شده ...
دیدگاه ها (۳۴)

#جهانگردی

#جهانگردی

کاش #دل‌ها آنقدر پاک بود ...که برای گفتنِ #دوستت_دارم ؛نیازی...

#در من کسی باز یاد( #تــو )افتاد امشببانگی تو را، از درونم ص...

رمان بغلی من پارت ۱۳۰و۱۳۱و۱۳۲و۱۳۳دیانا: قرار بود بریم یه سری...

نجات پروانه 🖤🦋پارت ۲رفتیم نشستیم لیسا: خب لینا: خب که خب لیس...

رمان بغلی من پارت۱۳۶و۱۳۷و۱۳۸و۱۳۹دیانا: ارسلان اون بچه فقط پن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط