دلم برای کودکیم تنگ شده
دلم برای #کودکیم تنگ شده....
برای روزهایی که #باور سادهای داشتم
همه #آدمها را دوست داشتم...
مرگ مادر "کوزت" را باور میکردم و از زن "تناردیه" کینه به دل میگرفتم
#مادرم که میرفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود...
دلم میخواست "ممُل" را پیدا کنم
از نجاریها که میگذشتم گوشه چشمی به دنبال "وروجک" میگشتم
تمام #حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود
دلم برای #خدا تنگ شده ...
خدایی که شبها بوسه بارانش میکردم...
دلم برای کودکیم تنگ شده ...
برای روزهایی که #باور سادهای داشتم
همه #آدمها را دوست داشتم...
مرگ مادر "کوزت" را باور میکردم و از زن "تناردیه" کینه به دل میگرفتم
#مادرم که میرفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود...
دلم میخواست "ممُل" را پیدا کنم
از نجاریها که میگذشتم گوشه چشمی به دنبال "وروجک" میگشتم
تمام #حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود
دلم برای #خدا تنگ شده ...
خدایی که شبها بوسه بارانش میکردم...
دلم برای کودکیم تنگ شده ...
- ۲.۷k
- ۲۲ شهریور ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط