خورشید که باشی...
خورشید که باشی...
هر روز می آیی و می روی,
منظم و دقیق...
کسی قدر تو را نمی داند!
در حضورت سایبانی جستجو می کنند,
سایه را می پسندند و بر تو ترجیح می دهند...
با آنکه؛
تمام وجود و هست آن سایه نیز از توست...
تمام زندگی شان را از تو دارند اما از تو روی بر می تابند!
ولی ماه که باشی,
یک شب هستی و یک شب نیستی,
گاهی کامل و گاهی ناقص...
همه شیفته ات می شوند,
برایت می سرایند,
عزیز می شوی,
حال آنکه ماه هم
نور و زیباییش را از خورشید دارد...
ولی تو همچنان خورشید باش,
حتی اگر همه تو را نخواهند...
معدن نور,
معدن بخشش,
بگذار تا همه فکر کنند
تکراری بودن وظیفه توست,
اما باز هم خورشید باش...
و زندگی ببخش...
هر روز می آیی و می روی,
منظم و دقیق...
کسی قدر تو را نمی داند!
در حضورت سایبانی جستجو می کنند,
سایه را می پسندند و بر تو ترجیح می دهند...
با آنکه؛
تمام وجود و هست آن سایه نیز از توست...
تمام زندگی شان را از تو دارند اما از تو روی بر می تابند!
ولی ماه که باشی,
یک شب هستی و یک شب نیستی,
گاهی کامل و گاهی ناقص...
همه شیفته ات می شوند,
برایت می سرایند,
عزیز می شوی,
حال آنکه ماه هم
نور و زیباییش را از خورشید دارد...
ولی تو همچنان خورشید باش,
حتی اگر همه تو را نخواهند...
معدن نور,
معدن بخشش,
بگذار تا همه فکر کنند
تکراری بودن وظیفه توست,
اما باز هم خورشید باش...
و زندگی ببخش...
- ۲.۱k
- ۲۰ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط