{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با حکم ِ قطعی ِ دل، قصد ِ گناه کردم

با حکم ِ قطعی ِ دل، قصد ِ گناه کردم
من این گناه ِ شیرین، را دلبخواه کردم
توی اجاق ِ داغ ِ آغوش ِ مهربانش
در ساحتی مقدس،خود را به راه کردم
در خلسه ای از عشق و احساس و شور بودم
هی بوسه پشت ِ بوسه تا صبحگاه کردم
وقتی شراب ِ چشمش لبریز ِ خواهشم کرد
صهبای ِ چشم هایش را قبله گاه کردم.
آری، گناه کردم،خوش اشتباه کردم
شیرین ترین گناهی که دلبخواه کردم
یک روز بار ِ دیگر میبوسمش به پاکی
آن روز که هوای ِ آرامگاه کردم
دیدگاه ها (۶)

سال ها پیشاولین بار که مرا دیدیمن تو را ندیدم.بار دوّم و سوّ...

در زند گویا بهار آمد به شهراسب خود را زین، سوارآمد به شهرسر...

رفتم از شهر شما با صد هزاران کاستی گریه کن تا آخر دنیا ، خود...

فضای خانه که از خنده‌های ما گرم استچه عاشقانه نفس می‌کشم!، ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط