Rz prpr ³⁰

Rz prpr ³⁰

بعد از چند لحظه از بغل هم بیرون اومدن و به خونه رفتن

یونگی: کوک فقط بهم بگو کی سعی کرد بدزدتت ؟؟بگو تا بیچارش کنم

کوک لبخند غمگینی زد و گفت: تقصیر من بود یونگ من بهش اعتماد کردم و اونم منو نابود کرد ولی تونستم شوهر برادرمو انتخواب کنم

یونگی خندید و گفت: حالا کسی که واسه من انتخواب کردی کی هست؟

کوک: تو هفته آینده دوست داری ببنیش؟

یونگی موهای کوک رو بهم ریخت و گفت: شیر موز کوچلو خودت میدونی که من از این رابطه ها متنفرم

کوک: بخاطر من جیمین خیلی پسر باحال و خوشگلیه

یونگی با شنیدن اسم جیمین یاد اون پسر کیوت تو فروشگاه افتاد

فلش بک

یونگی: کیوتی گفتی اسمت چیه؟

جیمین : اسمم جیمینه

پایان فلش بک

یونگی: فک کنم قبلا دیدمش خیلی کیوته

کوک : وایی عالیه پس عاشقش شدی؟؟

یونگی کمی فکر کرد اون پسر با موهای طلایی و زیباش انگار واقعا دلشو لرزونده بود ولی چطوری؟ اونا فقط دوبار همو دیده بودن.....

یونگی: میشه برام قهوه درست کنی؟دلم واسه قهوه هات تنگ شده

کوک: باشه

ویو کوک

قهوه ساز رو روشن کردم و یهو خاطره ای توی ذهنم اومد

فلش بک

کوک: تهیونگا قهوه‌ای که واست اوردمو دوست داشتی؟

تهیونگ موهای کوک رو بوسید و گفت: بینظیر بود پسرکم هم قهوه و هم کسی که آمادش کرد


کوک که تو گذشته گیر کرده بود نفهمید کی سینی لیوانا از دستش افتاد به خودش که اومد کل قهوه رو لباسش ریخته بود


یونگی با صدای شکستن سریع خودشو به کوک رسوند

یونگی: کوک چی شده خوبی؟؟

نویسنده: دوستان اصلا ایده ای برای چطور عاشق شدن یونگی وجیمین ندارم لطفاااا ایده بدین
دیدگاه ها (۱۰)

💜 تک‌پارتی: به بی‌تی‌اس توهین نکن!ژانر: مافیا، کمدی، اکشن | ...

پارت ۷چند دقیقه گذشت قهوه‌ها رو آوردن داشتم قلوپی‌ از قهوه م...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

رمان دختر خاص ات تقریباً خوابش برده بود. چشماش نیمه‌باز بود،...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴¹ویو میکا_____جیمین بلن...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:14(زمان حال، عمارت مین،5:34am)عمارت غرق...

پارت ۸ | رئیس، شما مشکل دارین! 😂ساعت ده صبح بود.تهیونگ پشت م...

سناریو

فلش بک به دو ماه بعد امروز رفتیم ببینیم بچه دختره یا پسرتو د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط