ابتدای جهان بود، تو را دیدم.

ابتدای جهان بود، تو را دیدم.
سلام اختراع نشده بود، دست دادن اختراع نشده بود، نگاه لرزان اختراع نشده بود، در آغوش کشیدن، بوسیدن اختراع نشده بود، خواهش می‌کنم بمان اختراع نشده بود، ماندن اختراع نشده بود، می‌روم برمی‌گردم اختراع نشده بود، برگشتن اختراع نشده بود، هیچ چیز اختراع نشده بود. تنهایی، تنهایی، تنهایی اولین چیزی بود که اختراع شد.
تنهایی، تنهایی را من اختراع کردم.
بابک_زمانی
دیدگاه ها (۱۱)

آقا... بابامای کاش باز آیی و من پای تو بوسمدر سجده روم، صورت...

در هیاهویِ این جهان، جایی که ثانیه‌ها بی‌رحمانه می‌دوند و صد...

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

😔خونه برای فرزندت آرامشه؟ یا دلش میخواد فرار کنه ازش؟ 🏠 نوج...

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❻𝘾𝙖𝙧𝙥𝙚 𝙙𝙞𝙚𝙢✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩او...

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

و قلبم دوباره تپیدpart: 7 ...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

صدای انفجار هنوز در ساختمان می‌پیچید.مایکی دستم را گرفته بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط