{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت هفده

پارت هفده


لینا: چیییییی
جیمین: این جزء قانون هات نبود که
لینا: باشه

رفتیم خونه پر از گرد و خاک بود
لینا: باید اینجارو تمیز کنیم
جیمین: خدمتکار ها این کارو میکنن
من باید برم چند روز خونه نیستم مراقب باش
لینا: باشه

چند روز بعد
لینا: وایی حوصلم سر رفته بزار برم کافه
بعد از کافه داشتم قدم میزدم که دیدم اعضا روبه روم هستن
لینا: اینجا چیکار وی کنین
یونگی: جیمین خیلی عصبانی شده فکر کرده فرار کردی مارو فرستاده دنبال تو حرف نزن باید بریم
لینا هیچی نگفت
وقتی رسیدن لینا فوراً رفت پیش جیمین
لینا: چرا اینکارو کردی
جیمین: کدوم گوری بودی( داد)
لینا: پیش دوست پسرم به تو چه
( دروغ میگه )
اعضا: جیمین حالا که پیش دوست پسرش بود نزار بیرون بره خداحافظ
لینا: چی
جیمین: دوست پسرت آره گمشو بیا
لینا رو بزور برد توی زیر زمین
جیمین: اینجا بمون آدم میشی
لینا: چی جیمین زیر قولت نزن لطفاً
جیمین رفت

سه ساعت بعد
جیمین: لینا دوست پسرتو واقعا دوست داری
لینا: آره
جیمین: اسمش چیه کجا زندگی می کنه
لینا: اسمش سوهو هست بوسان زندگی می‌کنه
جیمین رفت
لینا: کجا

یک ساعت بعد
جیمین: لینا جون دوست پسرت رو پیدا کردم حسابی زدمش
لینا: چرا آخه باید ببینمش اون دوست پسرم نیست اون دوستمه بنظرت اگر دوست پسرم بود میزاشت با تو ازدواج کنم
جیمین: به من چه باشه بریم ببینمش
لینا: سوهو راستشو بگو تو واقعا دوست پسرم
هستی
سوهو: آره ( دروغ می گه )
جیمین با مشت میزنه تو دهنش
لینا: جیمین.............
دیدگاه ها (۱)

پارت هجدهلینا: جیمین لطفاً آروم باش باشهجیمین: آروم باشم جیم...

پارت نوزدهم لینا: شما چرا دستتون خونی هست یونگی: خب یکی باها...

پارت شانزده درو باز کردم که دیدم جیمین هستلینا: تو اینجا چیک...

پارت پانزده که برای تحصیل به کره برم بمونمرفتیم خونه خیلی خو...

پارت دوازدهجیمین: بشین زود میاملینا: باشهجیمین رفت یه چیزی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط