{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل گلدانی که می فهمد خزان یعنی که چه

مثل گلدانی که می فهمد خزان یعنی که چه
بی تو می دانم که بَم با یک تکان یعنی که چه

آنقدر موج خیالت خوب و رویایی شده
که نمی خواهم بدانم بادبان یعنی که چه

حالی ام شد با نگاه زیر چشمی های تو
خنده و گریه بطور همزمان یعنی که چه

با عیاری که تو می سنجی مرا با دیگران
تازه فهمیدم که ترس از امتحان یعنی که چه

بعد از اینکه می نویسم از یقین بهتر تویی
این همه لجبازی و شک و گمان یعنی که چه

گفته بودی که غزلهایم رسولان تو اَند
این همه بد گویی از پیغمبران یعنی که چه؟

کاش قبل از اینکه بگذاری به دوشم کوه غم
از یکی پرسیده بودی "نیمه جان" یعنی که چه!
دیدگاه ها (۱)

سایه ای که پدرم بود پارت ۳(من عادت ندارم معمولا ادبی بنویسم ...

مثل گلدانی که می فهمد خزان یعنی که چهبی تو می دانم که بَم با...

نامه های کوفی

میدانیهمیشه خیلی چیزها را دوست داشتماما تو اهمیت نمی دادی ،م...

می دانی همیشه خیلی چیزها را دوست داشتم اما تو اهمیت نمی دادی...

می دانی همیشه خیلی چیزها را دوست داشتم اما تو اهمیت نمی دادی...

عشق

اگر در رابطه اي دلت گير افتاد حواست باشد دچار سوتفاهم عاشق ب...

اگر در رابطه ای دلت گیر افتاد حواست باشد دچار سوتفاهم عاشق ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط