{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مست بودم، مست عشق و مست ناز

مست بودم، مست عشق و مست ناز
مردی آمد قلب سنگم را ربود
بس که رنجم داد و لذت دادمش
ترک او کردم، چه می‌دانم که بود

مستیم از سر پرید ای هم نفس
بار دیگر پر کن این پیمانه را
خون بده، خون دل آن خودپرست
تا به پایان آرم این افسانه را

#فروغ_فرخزاد


#خاص #زیبا #جذاب #قشنگ #بینظیر
دیدگاه ها (۹)

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ودوم: دخمه---او آمد.وسط راهرو. وسط بوسه...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۵: «انت...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

پارت ۳۳ جونگ‌کوک همان‌جا خشک شده بود.صدای مرد دوباره از طبقه...

𝑃𝑜𝑤𝑒𝑟 𝐺𝑎𝑚𝑒𝑃𝑎𝑟𝑡: 𝟸زن با تردید زمزمه کرد:ـ من ..همچین چیز....چ...

راز خون پارت ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط