{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسد به فقیری داد.فقیر لب

روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسد به فقیری داد.فقیر لبخندی زد و سبد را گرفت و از قصر بیرون رفت. فقیر همه آنها را دور ریخت و به جاش گلهای زیبا و قشنگ در سبد گذاشت و بازگرداند.
ثروتمند شگفت زده شد و گفت:چرا سبدی که پر از چیزهای کثیف بود،پر از گلهای زیبا کرده ای و نزدم آورده ای؟!فقیر گفت:هر کس آنچه در دل دارد می بخشد.
دیدگاه ها (۴)

کدومو دوست داری؟

کدوم مدل رو برای موی بلند دوست دارین؟علاوه بر دخترای گل آقای...

کیکهای خوشمزه... ^_^

^_^

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و دوم: نقابِ شیشه‌ای و حقیقتِ ت...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁵ | پارتـ ⁵🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

غر غر می‌کرد همین باعث شد سانزو از خواب بیدار بشه. و قهقه ای...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسد به فقیری داد.فقیر لبخند...

. روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسدی به فقیری داد... فقیر...

. روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسدی به فقیری داد. فقیر ل...

داستان آموزنده.................روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاه...

روزي ثروتمندي سبدي پر از غذاهاي فاسدي به فقيري داد. فقير لبخ...

روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسدی به فقیری داد. فقیر لبخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط