پارت
پارت ۵
ویو کوک
خواستم برم دنبالش که لیسا دستمو گرفت
=ولش کن حتما کاری براش پیش اومده
_اخه...
=بیا بریم فیلم ببینیم
_باش
**************************
ویو ته
انگار دنیا رو سرم خراب شده بود...!
دیگه هیچ شانسی واسه
به دست اوردنش ندارم...
وقتی رسیدم خونه تا
خود صبح گریه کردم...
صبح بیدار شدم.
۱۷ تا تماس از دست رفته...
جونگ کوک بود.
نمیتونستم باهاش حرف بزنم!
پس گوشیمو خاموش کردم ....
********************************
(پرش زمانی)
تقریبا یه هفته شده بود
همه چیز برا بی روح شده بود...
هیچ حسی نداشتم...
و فقط فقط گریه میکردم.
با هیچکس ارتباط نداشتم
تصمیم گرفتم گوشیمو روشن کنم
کلی تماس از دست رفته !
یه پیامی دیدم که قلبم وایساد....
۱۰ تا لایک پارت بعدی رو میزارم
ویو کوک
خواستم برم دنبالش که لیسا دستمو گرفت
=ولش کن حتما کاری براش پیش اومده
_اخه...
=بیا بریم فیلم ببینیم
_باش
**************************
ویو ته
انگار دنیا رو سرم خراب شده بود...!
دیگه هیچ شانسی واسه
به دست اوردنش ندارم...
وقتی رسیدم خونه تا
خود صبح گریه کردم...
صبح بیدار شدم.
۱۷ تا تماس از دست رفته...
جونگ کوک بود.
نمیتونستم باهاش حرف بزنم!
پس گوشیمو خاموش کردم ....
********************************
(پرش زمانی)
تقریبا یه هفته شده بود
همه چیز برا بی روح شده بود...
هیچ حسی نداشتم...
و فقط فقط گریه میکردم.
با هیچکس ارتباط نداشتم
تصمیم گرفتم گوشیمو روشن کنم
کلی تماس از دست رفته !
یه پیامی دیدم که قلبم وایساد....
۱۰ تا لایک پارت بعدی رو میزارم
- ۳.۹k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط