{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان آیدل من

رمان: آیدل من

( در خواستی )
پارت ۱۴

سلاممم من بعد از یک غیبت طولانی برگشتم واقعا شرمندم که دیر کردم ولی الان برای جبران چند روز نبودنم چند پارتو باهم می‌زارم دوست دارم ❤️


جیهوپ: چی شده مگه ؟
ات: شوگا دیگه دوسم نداری( گریه)
جیهوپ: این چه حرفیه میزنی شوگا خیلی دوست داره
ات: اگه دوسم داره پس براچی این چند وقته به من بی محلی میکنه ( گریه)
جیهوپ : خب عادیه شوگا این چند وقته درگیر اهنگاش بوده سرش شلوغه
اات: برا همین امروز داشت تو اتاق
جیهوپ: تو اتاق چی ؟
ات: مهم نیست من تصمیممو گرفتم جیهوپ دیگه نمی‌خوام تو گروه باشم
جیهوپ : الان ناراحتی داری زود تصمیم میگیری بیا بریم خونه
ات: من خونه نمیام
جیهوپ: ات زود تصمیم نگیر میریم همه دور هم میشینیم مشکلاتمونو حل می‌کنیم
ات: جیهوپ من دیگه نمی‌خوام شوگا رو ببینم
جیهوپ: فقط به خاطر اینکه بهت بی محلی کرده ؟
ات: جیهوپ تو یه چیزایی رو نمی‌دونی و بهتره که ندونی
جیهوپ: ات رک و راست بگو چی شده
مغزم می‌خواست بگه ولی زبونم یاری نمی‌کرد دلم نمی‌خواست گریه کنم ولی انگار خودمو نمی‌تونستم کنترل کنم
جیهوپ: ات حالت خوبه ؟
میدونستم یه پلک دیگه بزنم اشکام مثل آبشار نیاگارا میاد پایین
ات: وقتشه دیگه ببرمت خونه
سریع ماشینو روشن کردم و رفتم دم خونه
جیهوپ: بعداً باهم حرف میزنیم
ات: باشه
و پیاده شد
وقتی شوگا رفت همون جا وایسادم و زنگ زدم به داداشم
نیکولای: جانم
ات: می‌خوام بیام پیشت( گریه)
نیکولای: چی شده دوباره؟
ات: مهم نیست فقط می‌خوام بیام پیشت خواهش می‌کنم
نیکولای: باشه...ببینم چی میشه
ات: ببینم چی میشه نداریم باید یه کاری کنی بیام
نیکولای یه سری سوالا ازم پرسید که نیم ساعتی طول کشید و بعد قطع کرد اومدم برم که در ماشینم باز شد
دیدگاه ها (۶)

رمان : آیدل من ( در خواستی)پارت ۱۵ ات: تو اینجا چیکار میکنی؟...

رمان: آیدل من ( در خواستی)پارت ۱۶ زمان حال سوار ماشین شدیم و...

رمان: آیدل من( درخواستی)پارت ۱۳ات: سلام جیهوپ: عه سلام فکر ک...

رمان: آیدل من ( در خواستی)پارت ۱۲همه سر میز صبحونه بودن بدون...

#سناریو_بی_تی_اس #درخواستی🦋 موضوع اسلاید بعد نامجون : پس گفت...

#سناریو_بی_تی_اس#درخواستی وقتی می خوایم با دوستامون‌ ( ۵ نفر...

#سناریو_بی_تی_اس #درخواستی وقتی داری لباس عوض می کنی و میان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط