{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کابوس‌زندگی من

کابوس‌زندگی من

ویو‌تهیونگ‌
نمیدونم‌چرا‌یهو‌بغلش‌کردم‌فکنم‌عاشق‌
شدم‌یعنی‌چی‌عشق‌در‌نگاه‌اول‌

_خب‌‌اینجا‌چیکار میکنید
+آآآ‌‌من‌و‌‌یونا‌‌بعد‌چند‌وقت‌‌‌مرخصی‌گرفتیم‌و‌امدیم‌‌جنگل که‌پای‌یونا‌جونم‌‌پیچ‌خورد
_اشکالی‌نداره‌خوب‌میشه‌‌
‌+اسمت‌چیه‌من‌‌یون‌اتم‌
_من‌کیم‌تهیونگم‌
کجا‌زندگی‌میکنی‌‌
+اون‌خونه‌‌که وسط‌‌جنگل‌
که‌مال‌‌‌خانم‌لی‌
_آها‌میتونم‌به‌پرسم‌اسم‌پدرت چیه‌
+من‌اسم‌پدرم‌رو‌نمیدونم‌
که‌گوشی‌ته‌زنگ‌
خورد‌کوک‌بود‌
_الو‌هیونگ‌
÷ته‌‌برات‌خبرهای‌خوبی‌‌دارم قاتل‌پدر‌مادرت‌رو‌پیدا کردم‌
_واقعاً‌مشخصات‌شو‌رو‌برا‌بفرست‌

پرش زمانی‌بعد اینکه‌‌ته‌کملاً‌مشخصات‌
قاتل‌‌خانوادشو‌خوند‌‌باخشم‌به‌ات نگاه‌کرد‌
_پس‌پدرش‌قاتل‌خانواده ‌من‌بوده‌‌تو‌دلش‌گفت‌

ته‌‌بلند‌میشه‌رو‌پاش‌وایمیسته‌‌

_ات‌من‌میخوام‌‌باهات‌‌ازدواج‌کنم‌‌
+چی‌ذوق


پایان‌
ولی‌ات‌نمیدونه‌‌که‌قرار‌چه‌بلایی‌‌سرش‌بیاد

شرط‌‌۲۵‌لایک‌
۲‌فالو‌ور

بخدا‌این‌فیک‌از‌بیقه‌فیکا‌بهتره‌‌
و‌البته‌واب‌میل‌شما😂🤣🤣🤣😈😈😈
دیدگاه ها (۲)

پارت 35𐙚🦋 ویو ته 🦋𐙚این حس عجیب…فقط یک علاقه ساده نبود.هرچی ب...

ویو ات ات(.)ته(!). با صدای نفس های سنگین ته بیدار شدم نگاهش...

......//برده ی زیبا//......

پارت‌۶:))فلش بک به وسط کلاس کوکات ویواز کوک اجازه گرفتم برم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط