{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درو باز کردم که یک هو پودیم پرید روم جیغ خفه ای کشیدم و ...

🖤Не трогай книгу📕
۲
درو باز کردم که یک هو پودیم پرید روم جیغ خفه ای کشیدم و رفتم عقب .
هی پودیم تا الان کجابودی سگ بد جنس !.
نفس نفس میزدم .
بارون میومد و رعدوبرق آسمون تاریک ابری رو روشن می‌کرد.
پودیم دم جونبوند و بعد خودش و تکون داد
کمی پارس کردو بعد سرجاش نشست .
از در خونه بیرون رفتم و نگاهی به اطراف انداختم
همه چی سیاه بود ولی
احساسم میگفت یکی داره نگاهم میکنه !
برگشتم تو خونه و درو پشت سرم بستم .
تا الان نبودی حتمی خیلی گشنه هستی بیا بریم بهت غذا بدم .
نگاهی به ساعت انداختم که ساعت ۴ صبح و نشون میداد خب البته همینم بود
باید وسط جنگل تک و تنها همچین چیزی هم بربیاد .
نفسی کشیدم و ظرف غذای پودیم جلوش گزاشتم
تند تند دم تکون میدادو می خورد .
تک خنده ای کردم و به عکس جلوم نگاه کردم .
یه مرد جونی تو لباس قدیمی بود واسه زمان پادشاه مین یونگی !
زیر لب گفتم .
پدر بزرگ دلم می خواد بدونم چه اتفاقی افتاد که
...‌‌‌
یک هو صدای .........

_____________________________________________________________
Like:3۰
Kamint:25
بد جایی بود نه !
کرمم فعاله 😈🪦
ببخشید ببخشید
فالو کنید همین جوری نخون بره !
دیدگاه ها (۲۱)

آهان یه چیز درباره فیک اگر می خواید اثرش و ببینید از ساعت ۱۲...

خب برای تصور زیبا تر ۱...۳ تا خونه هارو یکی شو انتخاب کنید و...

🖤Не трогай книгу📕1توی خیابون قدم میزدم و مغازه هارو پشت سر ه...

🖤шум моря🖤part:53 اخردستش باسنم و پیدا کردو منو به سمت تخت ک...

p4 بیو هانی : رفتم سمت درو درو باز کردم با دیدن اون صحنه خشک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط