{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

life like hell

life like hell

p:7

جونگکوک اومد سمتم و منم پشیمون و ناراحت پایینو نگاه کردم.با دستاش چونه امو گرفت و سرمو گرفت بالا و به چشماش نگاه کردم یه لبخند اروم زد و گفت:"میدونم تقصیر خودت نیست."
بعد ادامه داد "تا وقتی که کامل خوب شی میمونم پیشت." گفتم :"پس کارت چی؟"


_واقعا فکر کردی من کارو به دوست دخترم ترجیح میدم؟ ا/ت تو به من قول دادی تنهام نمیزاری میخوای بزنی زیر قولت؟
+نه من همیشه پیشت میمونم.
دکتر اومد داخل و گفت:"باید نوار قلبتو بگیریم میتونی بلند شی؟"


یکم سعی کردم تا بتونم بلند شم و تونستم بعد اروم رفتیم سمت یه اتاق تا نوار قلبمو بگیریم بعد چنتا ازمایش دکتر گفت:"برین بشینین تا صداتون کنم."


رفتیم توی سالن اصلی و نشستیم روی یه صندلی که دکتر بعد دو دقیقه صدامون کرد و گفت که بریم وقتی رفتیم داخل با لبخند گفت:"خب خداروشکر احتمال به ۴۰ درصد اومده ولی میگم دلتونو زیادی خوش نکنین چنتا ازمایش دیگه هم باید بگیریم که اگر اونا هم ۴۰ درصد رو گفت میتونین برین خونه."


جفتمون لبخند زدیم و کوک محکم منو بغل کرد...

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

life like hellp:8و دور اتاق چرخوند رفتیم رو بعد از چنتا ازما...

life like hellp:6چشمامو اروم باز کردم سرم درد میکرد دور و بر...

life like hellp:5_گفتم که قول میدم حالم خوب شه سرشو گذاشت رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط