این عشق درسته پارت

این عشق درسته؟ (پارت9)

داشتیم موفق میشدیم که..
÷جیغغغغغغغغغغ..... 😖😖😖😖😖
×چیشدهه؟ (مضطرب)
رومو برگردوندم ببینم چی شده.. نههه..
÷هقق .. جی.. (فین فین)مین😭😭
×چیزی نیست.. گوش کن😖
_جیمین اینجوری بدتر میشه..
جنی پاشو تو تله ی حیوانات گذاشته بود...
سریع بدو بدو کردم و رفتم جاش..
+جنی اروم باش چیزی نیست..
اروم سعی کردم اونو از دورر پاش باز کنم...
÷نهههه جیغغغغغغغغغغ
×باشه باشه دورت بگردم....
دیدم اون اقایه داره بدو بدو میاد سمتمون...
اقایه:چیشده؟؟؟؟ 😖😖
×یعنی نمبینی؟؟ 😡😡(با مشت زد تو صورتش)
من و تهیونگ سریع پاشدیم گرفتیمش..
_جیمین اروم باش...
×خدا لعنتت کنه یعنی به اینا توجه نمیکنینننن؟؟؟؟؟ 😡😡😡(باداد)
اقایه :وواقعا ما اینو ندیده بودیم... متاسفم..
_با متاسفم همه چی درست میشه؟؟!!
رفتم جای جنی.. براید استایل بغلش کردم.. کل بچه ها دورمون جمع شده بودن و به من و جنی نگاه میکردن..
+برین کنار...
از بین بچه ها رد شدم و رفتم..
×صبر کن...
(چند ساعت بعد)
از زبون جنی:اروم چشامو باز کردم... دیدم جیمین دستمو گرفته و سرش رو روی تخت بیمارستان گذاشته.. تهیونگ و جونکوک هم به دیوار تکیه دادن...
÷جی.. مین...
×بیدار شدی؟ 🙂
_نه هنوز خوابه😂😂
+مرض😐
_(صاف کردن صدا) متاسفم...
÷پام درد... میکنه..
×خوب میشه عزیزم.. چند روز اینجا بمونی خوب میشی😢
÷ولی من میخوام بیام جای تو.. 😢
×😢
+بهتره بریم... جنی هم به استراحت نیاز داره..
_اهوم...
×برم؟ 😢
÷🙂اهوم...
همو بغل کردیم... رفتن.. و من تو اتاق تنها موندم... از روز اولی که جونکوک رو دیدم بهش یه حسایی پیدا کردم.. فکر کنم عاشقش شدم...
(چند دقیقه بعد)
از زبون کوک:داشتیم از بیمارستان خارج میشدیم..
_بیاین امروز بریم خونه ی من..
×من نمیتونم. باید برم پیش مامانم.. کوک تو برو....
_اره... میای؟
+خوب.. (معذب) نه راستش..
×برو دیگه. 😐

_(قیافه ی کیوت گرفت)
+ااا خوبب😐😐😐
_کوک بیا....
نمیدونستم برم یا نه... واقعا بعد از اون بوسه خجالت میکشیدم...
+با باشه...
_🙂🙂
×🙂
از جیمین خداحافظی کردیم و با تهیونگ به سمت خونش رفتیم...

یاح یاح
بچه ها ساعت فیک تغییر کرد..
از امشب ساعت 6 و 9 فیک رو میزارم. .. میدونم دیر شد... متاسفم
دیدگاه ها (۰)

این عشق درسته؟ (پارت10) (چند دقیقه بعد) رسیدیم.. با هم وارد ...

این عشق درسته؟ (پارت 11) . . . . . . . . . (برش زمانی) (فرد...

این عشق درسته؟ (پارت8) (فردا صب) لباسامو پوشیدم و به سمت دان...

هیچ چیز.... 🙂

رمان جیمین ( خیانت) پارت ۲

پارت چهلو ششسلام مامان من برگشتممامانم:سلام نفس مامان خوشبرگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط