{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

3 تا مرغ داشتن باهم درددل میکردن اولی میگه دیشب دخترمو دی

3 تا مرغ داشتن باهم درددل میکردن اولی میگه دیشب دخترمو دیدم داشت با یه جوجه خروسه حرف میزد. دومی میگه این که چیزی نیست من دیروز دخترمو با یه جوجه خروسه دیدم داشتن قدم میزدن. سومی میگه پس اینو چی میگین من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم!
دیدگاه ها (۱۲)

دیشب ساعت یک رفتم خونه کلیدو انداختم درو بازکنم دیدم در باز ...

گل میخک با دیدن چکش پژمرد khob inam eshgh man

دیدی شب امتحان موقع درس خوندن تا به یه صفحه خالی میرسی چه کی...

تو این دورو زمونه نمیشه با کسی دردودل کرد،طرف تا ثابت نکنه ا...

Destiny part 5

آقا من زنده ام!

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

فیک مافیاهاپارت ۳۴ویو دوهفته بعد دخترا باهم کنار اومده بودن ...

مربی موتور سوار

پارت دو ماه کوچولو من ویو ات خیلی ترسید بودم اما داشت یه کار...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁹....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط