{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه ی پارت

ادامه ی پارت ۸
جونگکوک ویو
رفتم ات رو بغل کردم و لباسش رو درست کردم و کتم رو در آوردم و انداختم رو شونه هاش و داشت گریه میکرد برآید استایل بغلش کردم و بردمش تو ماشین گذاشتمش رو صندلی و راه افتادیم
ات : جانگکوکا ازم ناراحتی
جونگکوک : تو که کاری نکردی اون عوضی بود ولی من بهت گفتم لباست باز بود
ات سرش رو میزاره رو پای جونگکوک و دستش رو میگیره
ات : ببخشید دیگه تکرار نمیشه
جونگکوک : هوم امیدوارم
ات پامیشه و لبای جونگکوک رو میبوسه
ات : دوست دارم
جونگکوک: من بیشتر دوست دارم نفسم
پایان
دیدگاه ها (۰)

پارت ۹ استاد جذاب من @ قربان رسیدیم جونگکوک ات رو بغل میکنه ...

میخوام از اعضا تک پارتی بنویسم واسه تک پارتی ایده بدید

https://harfeto.timefriend.net/16801985697483ناشناسمه پرش کن...

۱۲۸ تاییمون مبارک 💜🦥

راند اخر part 30لینا: تمومه ات: بلند شدم جونگکوک رو کول کردم...

☆رانداخر☆part 10ات: داخل این فکرا بودم و روی تخت دراز شدم و ...

☆راند اخر☆part 11ات: ازهم جداشدیم برای چند لحظه بهش خیره شدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط