{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به رفتن های تو عادت داشتم

به رفتن های تو عادت داشتم
هر بار که میرفتی
تنهایی رو صدا میزدم
به سراغم میومید
و منو از تنها بودن نجات می داد
و هر بار که میومدی
تنهایی فرار می کرد و
به یک جای دور می رفت
تو اونقدر در رفت و امد بودی که حتی
تنهاییم هم رفت
و من تنها شدم
این روز ها دلم یک تنهایی ابدی می خواد
دیدگاه ها (۷)

ساده بود برات بگیاین آخرین فرصته منهنگاه آدما که طعنه میزنه ...

دیشب؛تمامِ خوابم پاییز بودحالم خوش نیستتو حتمن چیزیت شدهنکند...

قرار بود پاییز برگردی گفتی که حالت باز خوب میشه من تو همون خ...

آدمیزاد گاه در زندگانی به جایی می رسد که دیگر نمی تواند هیچ ...

خدایا…دوستت دارم، نه از روی عادت، نه از ترس، نه از نیاز.دوست...

نمیدانم عزیزکم تقصیر من است یا قانون گذر زمان اینگونه بی رحم...

#شهیده_دانشمند#قلم_شهیدهبسم الله الرحمن الرحیمالسلام علیک یا...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

#کپشن

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

@nphotography

پارت ۴۵

رمان جیهوپ قسمت ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط