{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اویو ات

اویو ات
همه سوار ماشین شدیم ته گفت میخواد بایونا تنها باشه من مجبور شدم برم با این ادم یخی
تو یه ماشین ولی ماشینش خیلی گرون به نظر میومد طوری که حتی اسمش بلد نبودم
ات: میگم اسم ماشینت چیه
کوک: منظورت کدوماشه
ات: مگه چندتا ماشین داری
کوک: نمیدونم ولی حدود ۱۰۰تا سوئیج ماشین توی خونمه
ات: اها حالا اسم این چیه(پشماش ریخته)
کوک: فراری
ات: اها
توی راه هردو سکوت کرده بدن که کوک این سکوت رو شکوند
کوک: تو پارک لینا رو میشناسی
ات: نمیدونم منظورت کیه اما من یه خوهر داشتم که اسمش لینا بود ولی..
کوک: ولی چی؟
ات: اون به قتل رسید
کوک: امکان نداره یعنی لینای من خواهر ات بوده؟ (توی ذهنش)
اینم از این پارت میدونم کن بود🤣ببخشید اومدم دکتر
دیدگاه ها (۱۳)

🖤 وارث سایه‌ها | پارت ۱۵«مهمان ناخوانده» 👤🔥صدای قدم‌ها توی ر...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

پارت دوم_جایی میان ماچند روز بعد، همه‌چیز ظاهراً عادی بود.جو...

### پارت ۱۲: فراتر از سایه‌هادو هفته از اون شبِ جهنمی توی ان...

پارت پنجم ات. آها باشه یهو در زده شد ات. بفرماید داخل کوک. ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط