{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت پنجم

پارت پنجم

ات. آها باشه یهو در زده شد
ات. بفرماید داخل
کوک. های لیدی میبینم دوست هاتم اینجان
ات. اره جعون تو هم دوستاهاتو آوردی
کوک. البته بیا اینم از قرار داد بخون و امضا کن من قبلاً کردم
ات. کل قرارداد رو خوندم و امضا کردم در این هین جی ته و الا ریا هم باهم سلام علیک کردن
ات. اینم از این تموم شد
کوک. آفرین خانم کوچولو چه امضا قشنگی
ات. ممنون
جی. دیگه وقت ناهار شده بریم غذا بخوریم
ته. من یه رستوران خوب میشناسم
الا ریا. اوکی عالیه بریم
کوک. منم پایه ام
ات. شما برین من نمی یام
الا. ات نمیشه باید بیای باز داری بخاطر اینکه ناراحتی از غذات می زنی
ات. باشه بابا شلوغش نکن
کوک. چی از غذات می زنی
الا. اره ات هر وقت ناراحت میشه غذا نمیخوره یه بار به خاطر این حتی سوء تغذیه گرفته بود
ات. بسته الا من پایین منتظرم
کوک. بریم
رفتم باهم تو پارکینگ که
کوک. نمیشه که هرکسی با ماشین خودش بره شیش نفریم ها چطوری میخوایم پارک کنیم
ات. راست میگی ما دخترا یه ماشین شما پسرا یه ماشین
کوک. نه منو تو با ماشین من میایم بقیه با ماشین جیمین
ات. چرا
کوک. چون من میگم
جی. منم موافقم
ات. سوار ماشین کوک شدم
جیمین. یه کاری کردم که ریا جلو پیش من بشینه و تهیونگ الا هم اون پشت تنها شدن
جی. خوب خوشگل خانم تایبت چیه
ریا. کسی حرف مفت نزنه
جی. (خنده ) او که این طور من چطور از نظرت
ریا. خوبی
جی. همین
ریا. اره جذابی کیس مناسبی هستی
جی. پس نمی خوای این کیس رو مال خودت کنی
ریا. چرا مثل آدم منو به یه دیت دعوت نمی کنی
جی. اوه ببخشید بیبی پس فردا وقت آزادی
ریا. نه ات نمی زاره
جی. اون با من تو شمارتو بده شمارشو بهم داد

ته. صندلی عقب با الا نشسته بودیم که الا گفت
الا. میتونم ازت یه سوال بپرسم
ته. بپرس
الا. جونگکوک چطور آدمیه چون قرار از این به بعد با ات زندگی کنه می پرسم
ته. یه زره مکث کردم گفتم آدمی نیس که بخواد ات رو اذیت کنه فقط به خاطر اون وصیت نامه هست که داره باهاش ازدواج می‌کنه مطمئن باش زیر قرار داد نمیزنه
الا. ممنونم
ته. کاری نکردم نگرانیت رو درک میکنم ولی جونگکوک از اون آدما نیست
الا. خوب یکم از خودت بگو
ته. م م من
الا. اره
ته. میخوای بگی در بارم تحقیق نکردی
الا. چرا کردم آقای باهوش
ته. خانم خوشگله میتونم شما رو به یه دیت دعوت کنم
الا. خیلی دوست دارم ولی ات اجازه نمی ده
ته. اون با من تو خودت میای فردا
الا. اره
ته. پس شمارتو بده شماره هم رو گرفتیم
ات. تو ماشین بودیم که انگار یه چیزی ذهن جونگکوک در گیر کرده بود که به حرف اومد
کوک. چرا ناراحتی غذا نمی خوری
ات. به تو چه
کوک. زدم کنار و گفتم ما قرار با هم ازدواج کنیم پس من هم باید همه چیز رو درباره تو بدونم الان حرف بزنم بگو چته
ات. باشه بابا چرا عصبانی میشی از کی تا حالا من برات مهم هستم
کوک. از وقتی که قرار شد باهم ازدواج کنیم
ات. اوکی نمی دونم ولی من کلاً زیاد غذا نمی خورم وقتایی هم که ناراحت میشن اصلا میلم نمی کشه که غذا بخورم راحت شدی
کوک. دیگه از این به بعد باید همیشه غذات رو بخوری به خودت نگاه کن چقدر لاغر شدی
ات. باشه میستر جعون مگه قرار نبود که توی کار های هم دخالت نکنیم
کوک. ساکت باش حرکت کردم به سمت رستورانی که تهیونگ می گفت تو راه هیچ حرفی بین ما رد بدل نشد رسیدیم که پچه ها جلوی در منتظر ما بودن

امیدوارم لذت ببرید

لایک و کامنت یادتون نره
دیدگاه ها (۰)

پارت چهارم ات. رفتم خونه به دوش گرفتم لباس خواب پوشیدم و با...

وصیت نامه پارت سومکوک. داشتم از تعجب شاخ در می آوردم ازدواج ...

وصیت نامه پارت دوم الا. ات خوبی ریا. ات برای پدرت واقعا متا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط