{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راه گم كردم

راه گم كردم


راه گم كردم، چه باشد گر به راه آری مرا؟
رحمتی بر من كنی واندر پناه آری مرا؟


می‌نهد هر ساعتی بر خاطرم باری چو كوه
خوف آن ساعت كه با روی چو كاه آری مرا


راه باریك است و شب تاریك، پیش خود مگر
با فروغ نور آن روی چوماه آری مرا


رحمتی داری كه بر ذرّات عالم تافته‌است
با چنان رحمت عجب گر در گناه آری مرا


شد جهان در چشم من چون چاه تاریك از فزع
چشم آن دارم كه بر بالای چاه آری مرا


دفتر كردارم آن ساعت كه گویی: باز كن
از خجالت پیش خود در آه آه آری مرا


اسب خیرم لاغر است و خنجر كردار كُند
آن نمی‌ارزم كه در قلب سپاه آری مرا


لاف یكتایی زدم چندان كه زیر بار عُجب
بیم آنستم كه با پشت دو تا آری مرا


هر زمان از شرم تقصیری كه كردم در عمل
همچو كشتی زآب چشم اندر شناه آری مرا


خاطرم تیره است و تدبیرم كژ و كارم تباه
با چنین سرمایه كی در پیشگاه آری مرا


گر حدیث من به قدر جرم من خواهی نوشت
همچو روی نامه با روی سیاه آری مرا


بندگی گر زین نمط باشد كه كردم «اوحدی»
آه از آن ساعت كه پیش تخت شاه آری مرا
دیدگاه ها (۳)

ستایش خداوندی را سزاست که از اسرار نهان ها آگاه است ، و نش...

قرآن چگونه شفاعت می کند؟ كلمة شفاعت در لغت به معنای جفت شدن...

هر روز یک حکمت ۞۞ حكمت 7ايثار اقتصادى و آخرت گرايي (اخلاق...

هر روز یک حکمت ۞۞ حكمت 6ارزش هاى رازدارى و خوشرويي (اخلاق...

محمد زکریا طبیب رازی راکه فیلسوف عجم بود و اوستاد عرببه فن ف...

پارت اول راز خون

با رخ همچو صبح و زلف چو شامبامــــدادان بر آی بر لب بامتا بد...

آمده‌ای که راز من بر همگان بیان کنی و آن شه بی‌نشانه را جلوه...

خوشا گریه ، نه این گریه !! ...

خوشا گریه ، نه این گریه !! ...

سروده ام غزلی از برای چشم سیاهت که شاه بیت غزل ،صورت است و ن...

آمده ای که راز من بر همگان بیان کنی ...

خوشا گریه، نه این گریه! خوشا گریه ی یعقوب که نور بصرش رفت چو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط