{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سروده ام غزلی از برای چشم سیاهت

سروده ام غزلی از برای چشم سیاهت
که شاه بیت غزل ،صورت است و ناز نگاهت

سیاهی سر زلفت میانِ آن شب تاریک
بسان نقره شد از روشنای روی چو ماهت

به زیر گریه ی باران ز عطر و بوی اقاقی
به شوق دیدن رویت نشسته ام سر راهت

نوای بلبل شیدا به خاطرم چه خوش آورد
صدای جادویی ساز و دستگاه سه گاهت

در این خیال دمادم چه میشود که ببینم
مرا ز حسرت و رویا گرفته ای به پناهت
دیدگاه ها (۱)

شهامت میخواهد گفتنش دوستت دارم را میگویمشجاعت میخواهد !گفتن...

می توﺍﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮدمردم ﺷﻬﺮ ﻭﻟﯽ می گوﯾﻨﺪ:ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺭﺥ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻧﮕﺎﺭ...

نگفتمت مرو آن جا که آشنات منمدر این سراب فنا چشمه حیات منم و...

اتفاقی بگو ، دوستت دارم ........اتفاقی نمی افتد .......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط