{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق مافیایی من:)

عشق مافیایی من:)
P_14

امکان نداره من از اون خدمتکار خوشم اومده باشه و...ولی وقتی کوک بوسیدش قلبم ی جوری شد نه نه تو لانا رو داری

ات ویو
رفتیم و نشستیم واییییییییییی همه ی آدم های این عمارت جذابننن وای خدا مرگم بده چی دارم می گم اصنم جذاب نیستن
۲ساعت بعد
مهمونی تموم شد و مهمونا کم کم رفتن اما کوک نرفته بود منم داشتم کار می کردم و ظرف های رو میز رو جمع می کردم که دستم کشیده شد سمت باغ خواستم داد بزنم که دیدم کوکه
ات: کوک چیکار می کنی
کوک: ات ...
ات: چی شده؟ کاری داری؟
کوک: ات من..من ازت خوشم میاد از وقتی اومدی عمارت وقتی میام پیش یونگی میبینمت من خیلی وقتی ازت خوشم میاد( با قیافه ی کیوت در عین حال هات خودتون میدونید دیگه😂)
ات: وا..واقعا؟
کوک: آره
ات: خوب منم ازت خوشم میاد هم جذابی هم خوش اندامی هم قشنگی (خجالت کشید و سرشو اورد پایین)
کوک : .....




ادامه دارد......
۱۰لایک❤️
دیدگاه ها (۰)

عشق مافیایی من:)P_15کوک: یعنی الان تو دوست دخترمی ؟ات: هوم ف...

عشق مافیایی من :)P_13بعد از کاری که کرد دیگه نتونستم تو اون ...

پارت ۴۳ واییییییییییی دستام مث چی یخ کرده روی صندلی ها نشستی...

part43 عشق پنهان《ویو ات》از بلندگو ها گفتن که تا چند دقیقه دی...

part18 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》ات اومد کنار من دراز کشید و سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط