پارت پلیس ناشناس

پارت ⁴ ....... پلیس ناشناس *


ویو سلین
& اره بعدش دیدم خانم مدیر صدام زد ، همون لحظه بود که عرق سرد به تنم نشست ، مجبور شدم برم و با کمک ملین از جام بلند شدم .... ( علامت مدیر مدرسه + )
+ به به سلین خانم....
& سلام خانم .... سلام ( این سلام به همون پلیس بود )
+ میبینم که دست گل به اب دادی ....
& مگه چیشده خانم ؟؟!!....
# بله خانم مدیر از کیف این دختر خانم گوشی موبایل و سیگار پیدا شده ( راستی دوستان خط قرمز مدیر مدرسه سلین اینا همین گوشی و سیگار و .... هست و در اصل سلین هیچ چیزی تو کیفش نبوده و پلیسه میخواسته اذیتش کنه )
& چیییییییییی؟؟؟؟؟!!!!!!
& خانم به خدا که دروغههه
& خانم من اصلا از اینجور چیزا ندارممممم
+ دارم برات صب کن سلین خانم ، وقتی پروندتو دادم و رفتی به سلامت اون موقع کاری نکردی ....
# بفرمایید ببینید ....
# پس ما مجبور میشیم که..... ( ادامه در پارت پنجم )


شرایط پارت ⁵ : ۵ لایک
اگر خوشت امد لایک یادت نره جیگر 😉💖
دیدگاه ها (۰)

پارت ⁵ ....... پلیس ناشناس *# بله ما مجبور میشیم این دختر خا...

خب امروز مورخ ۹ / ۱۰ / ۱۴۰۴تولد یه شاه پسرهههههههههههاره تول...

پارت ³ ....... پلیس ناشناس *ویو سلین &امروزم یه روز کاملا عا...

پارت ² ....... پلیس ناشناس*ویو بیلی ( علامت بیلی # )# سلام م...

پارت ⁷ ........ پلیس ناشناس *ویو سلین & وقتی پیاده شدم با ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط