{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل سپردن‌های ما از روی بیکاری نبود

دل سپردن‌های ما از روی بیکاری نبود

عشق ما از عشق‌های کوچه بازاری نبود

سال ها بود از خدا عشق تو را می خواستم

دیدنت جز التفات حضرت باری نبود

هر کجا نام تو آمد گریه کردم مثل ابر

در هجوم بغض ، وقت آبروداری نبود

از تو گفتم در فراق و از تو گفتم در وصال

قصه ی زلف پریشان تو تکراری نبود

سالها هی زندگی تفسیر شد این است و آن

زندگی جز فرصت کوتاه دیداری نبود...
دیدگاه ها (۱)

باز آمدم بسویَت ، تا دل ز غـم بـشُـویَماین دل گرفته زنگار ، ...

نازنیم بودی و نازت مرا دلگیر کردکاش میشد درد دلهای مرا تصویر...

هر نسیمی که نصیب از گل و باران ببردمی تواند خبر از مصر به کن...

در حسّ و حال خوبِ دعا دوست دارَمَتاقرار میکنم که تو را دوست ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۶۵۶و از اتاق اومدم بیرون. نابا...

گاهی چقدر زود دیر می‌شود...این دقیقاً همان حقیقتی است که در ...

چی‌هیونگ داشت گریه میکرد اشک می‌ریخت و به دنبال مالش می‌دوید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط