{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز بهــم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی

یه روز بهــم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی
بـــرو زیر بارون که نکنه نا مـــردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده
گفتم: اگه بارون نبود چی؟
گفتی : اگه چشمای قشنگه تو بباره آسمــونم گریش میگیره
گفتم:یه خواهش دارم هروقت آسمون چشمام خواست بباره تنهــام نذار
گفتی: چشم
حالا امروز من دارم گریــه میکنم اما آسمون نمیباره
توهم اون دور دورا ایستــادی و بهــم میخنــــدی...
دیدگاه ها (۱)

دنیایه مجازی ﺟﺎﯾﯿﻪ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻋﺸﻘﺖ ﺍﺯﺕ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ ﺧﻮﺑﯽ؟؟ﻣﯿﮕﯽ ﺧﻮﺑﻢ ﻣ...

آروم بخواب......کنار وجدانِ نداشته ات بخواب.....خسته ای .......

0 روی ســـنــــــگـــ قـــــبــــــرم بــــــــــــ...

بدترین درد !اینکه بفمهمی، کسی که تو به خاطرش خیلی خواسته هات...

P²⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

#سناریوموقعیت🍔: وقتی به مهمونی خانوادگی[از سمت خودشون] میریم...

سناریو جونگکوک

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

الان اینقدر بزرگ شده که دیگه بستنی نمی‌خوره! حالا تو با این ...

تک پارتی نامی»»*به مناسبت تولدشش🎀*همجا سکوته خیلی مرگ باری د...

Enemys Embrsce [ part ۲۲ ]

هعییییی نوع پست و اینارو برگرفتع از خاله سانی نوشتمح😍💔موضوع ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط