به جان تا شوق جانان است ما را
به جان تا شوق جانان است ما را
چه آتشها که بر جان است ما را
بلای سختی و برگشته بختی
از آن برگشته مژگان است ،ما را
از آن آلوده دامانیم ،در عشق
که خونِ دل به دامان است ما را
چنان از درد خوبان زار گشتیم
که بیزاری ز درمان است ما را
ز بس خو با خیال او گرفتیم
وصال و هجر، یکسان است ما را
گریبان تو تا از دست دادیم
اجل ، دست و گریبان است ما را
به غیر از مشکل عشقش، فروغی
چه مشکلها ،که آسان است ما را...
چه آتشها که بر جان است ما را
بلای سختی و برگشته بختی
از آن برگشته مژگان است ،ما را
از آن آلوده دامانیم ،در عشق
که خونِ دل به دامان است ما را
چنان از درد خوبان زار گشتیم
که بیزاری ز درمان است ما را
ز بس خو با خیال او گرفتیم
وصال و هجر، یکسان است ما را
گریبان تو تا از دست دادیم
اجل ، دست و گریبان است ما را
به غیر از مشکل عشقش، فروغی
چه مشکلها ،که آسان است ما را...
- ۱.۲k
- ۲۳ مهر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط