{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از آدم ها

از آدم ها
صدای پاهای شان را به یاد دارم
از پاهای شان..،
یک پاشنه.. چهار اینچ فرو رفته در خرخرۀ تنهایی ام..

چقدر ما به ازای زندگی ام پُر بود از
آدم هایی که قصد ماندن نداشتند..
چقدر از آدم ها لگد طلبکار بودم.. و
چقدر به رو نمی آوردم،
رد پاهایی را که روی احساسم به جا مانده بود..

مانده ام زیر پای آدم هایی که
روی اعصابم صف کشیده اند.. آنقدر
در تنهایی ام رفت و آمد کرده اند که..
می دانی..
اصلا انگار در تنهایی ام از پیش، وقت گذاشته اند..

آدم هایی لنگه به لنگه که
به تن رویاهایم زار می زنند..
حرف حساب شان در سرم فرو نمی رود
حرف پاشنه های شان در روحم چرا..
انگار
با لگد بیدار می کنند جنونی را که
به خوابی سیصد ساله در من فرو رفته است..
دیدگاه ها (۴)

می توانی حفظ آبرو کنی ازاحســــاسی که دیگر نداری...مرا در ها...

نه سازم کوک می مونه،نه کیفم کوکه دور از تودیگه عکس شناسنامه ...

خودت را که در تنهایی ات ضرب کنیحاصلش می شود همان تنهایی..فقط...

تو مرا به حالِ خاطرات، رها کردی تامن خیره شوم به تسلسلِ پنجر...

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

اصالتِ انسان نه در بی زخمی، بلکه در این است که با وجود تمامِ...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

شب، همیشه شبیه یک آینه‌ست؛ آینه‌ای که آدم را با خودش تنها می...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

پارسا، با شنیدنِ کلامِ آنیسا، لب‌هایش را به شدت روی هم فشرد....

پارت سوم شروعی دوباره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط