تو مرا به حالِ خاطرات، رها کردی تا
تو مرا به حالِ خاطرات، رها کردی تا
من خیره شوم به تسلسلِ پنجرۀ مُشرف به اندوهِ جمعه،
در تیک و تاکِ شماطه های کوک شده به وقت تنهایی..
■
صیغۀ خاطرات که
در خیالِ نبودنت جاری شود،
دست خوردۀ تقویمی می شوم که
یادآورِ تاریخِ آغوش توست..
■
تو لب هایت را در دست بگیر و
آغوش به آغوش، بوسه خیرات کن.. تا
من احساسم را غلاف کنم از
عشق در حجم جـمعه ای که
مدت هاست در باورِ تقویم من جا خوش کرده است..
من خیره شوم به تسلسلِ پنجرۀ مُشرف به اندوهِ جمعه،
در تیک و تاکِ شماطه های کوک شده به وقت تنهایی..
■
صیغۀ خاطرات که
در خیالِ نبودنت جاری شود،
دست خوردۀ تقویمی می شوم که
یادآورِ تاریخِ آغوش توست..
■
تو لب هایت را در دست بگیر و
آغوش به آغوش، بوسه خیرات کن.. تا
من احساسم را غلاف کنم از
عشق در حجم جـمعه ای که
مدت هاست در باورِ تقویم من جا خوش کرده است..
- ۶۱۹
- ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط