{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به کوچه ای وارد شدم که پیر مردی از آن خارج می شد

به کوچه ای وارد شدم که پیر مردی از آن خارج می شد
پیرمرد گفت:
نرو بن بست است....
گوش نکردم ورفتم......بن بست بود برگشتم
به سر کوچه که رسیدم پیر شده بودم!!!!!
دیدگاه ها (۳)

میدان طاق بستان کرمانشاهجهت مسابقه عکاسیاین عکسو خودم گرفتم ...

جهت مسابقه عکاسیباز دید میهمانان نوروزی از طاق بستان کرمانشا...

هیچگاه به کوچه بن بست ناسزا نگو.....رنج بن بست بودن برای کوچ...

بفرمایید صبحانه.....

‏✅ ‏سگ زرد:من کاری بسیار بزرگتر از آن چیزی که گفته بودم انجا...

پارت ۱۶

p15شب شده بود.جنا بعد از بستن آتلیه، به سمت خانه راه افتاد. ...

#داستان_واقعیدر خیابان شمس تبریزی شهر تبریز زیارتگاهی وجود د...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره های خونی 。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هفدهــم بیست و ســو...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 169♡⁠。⁠)⁩اشكم ب...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )

مرد بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط